یافتن پست: #شکست

ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست....... خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه!
{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:57
+6
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
اگر بخواهم صادق باشم
ديگر
به
دنبال کسي که درکم بکند نيستم !
من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم
تا روي
پا هاي خودم بايستم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:25
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سلامتی دلی که شکست اما شکوندن بلد نیست
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:58
+9
mitra
mitra
حسن کچل : تو شاعری یا تاجر؟

شاعر : شاعر و تاجر که باهم فرق ندارن!

شاعر ِ پولدار میره تاجر میشه.

تاجر ِ ورشکسته ، شاعر میشه.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:17
+3
امیرحسین
امیرحسین
در روزهایی که دلم شکسته بود

یاد حرفهای "پدر ژپتو" افتادم که میگفت:

پینوکیو !

چوبی بمان...

آدم ها سنگی اند...

دنیایشان قشنگ نیست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:04
+4
parham
parham
عقابی که کامیون هم حریفش نشد
این عقاب در حال پرواز با یک کامیون برخورد میکند و باعث شکسته شدن شیشه کامیون می شود، با این حال به شکل باورنکردنی زنده می ماند! {-1-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 14:13
+9
نیوشا
نیوشا
دلم برات تنگ شده جونم
میخوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارهای سنگی
فاصله یک عمر میدونم
بغض ترانمو شکستم
میخوام بگم عاشقت هستم
توعین ناباوری یک شب
خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من
نیمه شب از خوابم پامیشم
نیستی پیشم نیستی پیشم
بازدیوونه میشم دوریه تو
تیشه زد به ریشم نیستی پیشم
بی صدا از من خالی میشم
همصدا با بی بالی میشم
گونه هام خیس از شبنم غم نیستی پیشم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 04:09
+9
hamidreza
hamidreza
در عالم طبيعت هم بسياري از حيوانات در نبرد زندگي شکست مي خورند و موفق به جفتگيري نمي شوند اما چون عقل و شعور و زبان ندارند شاعر نمي شوند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 22:00
darya
darya
زن پاشو محکمتر روی گاز فشار داد ، باید خودشو سریع میرسوند...... نه!!! صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی.... ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند. چطوری باید جریان تصادف و به شوهرش توضیح میداد.... خدایا!!! باید مدارکش رو حاضر میکرد. در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید، تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد. روی اون با خطی کلفت و شتاب زده نوشته شده بود: عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو! زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد. وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:09
+6
saeed
saeed
سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن - رفتم ... رفتي ... رفت ... ساکت مي شوم ، ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود استاد داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ! و من مي گويم : - رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شاديم بمرد ... شور از دلم ببرد ... رفت ... رفت ... رفت ... و من مي خندم و مي گويم : خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است .............. کارم از گريه گذشته به سيه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:21
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ