یافتن پست: #صدا

☺SAEED☻
☺SAEED☻
میدونید چرا میگن چوب خدا صدا نداره؟
.
.
.
.
.
.
.
.
چون نمیزنه فرو میکنه:)))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:36
+6
Behdad
Behdad
وقتی زنی عــاشـق میشود،دستــِـ خـودش نیستــ ؛

بــا صـدای آرام صـحـبـتــ میکند . . .عـشـوه هـایـش بـیـشـتــر میشود . . .

حـسـادت زنــانــه میکند . . . چـون نمیخواهد کـسی حـتـی بـــه عـشـقـش نـگاه کـنـد،

هـمـیـشــه میگویـــد تــــو مــال مــن هـسـتـی !

دوستــ دارد عشقش، از پشتــ ، دستانش را دور بـدنـش حـلـقـه کند، گـردنش را بـبوسـد

... ... چشمانش خــُـمـار میشود.به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد . . .

صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـتــ دارم !

زن میداند کــه وجودش با عشق کامل تر میشود و بــا بــوســـه ای عاشقانــه بــه اوج آرامــش میرسد . .
آخرین ویرایش توسط در [1390/12/23 - 09:17]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 00:08
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دقت کردين هر موقع دارين سشوار ميکشين حتي اگه تو خونه تنهام باشين هي حس ميکنين يکي صداتون ميکنه؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:46
+10
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
يه روز تو يه مهموني بوديم يه بچه ي ۴-۳ ساله يه کار بد کرد با صداي بلند! همه بهش نگاه کردن يکي گفت اين چه کاري بود؟؟؟ بچه گفت امسش بوز بود!!!
بچه است ما داريم؟
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:31
+5
fowkes
fowkes
دیدین بعضیا وقتی می‌شینن رو صندلی چرمی بعد صدا میده یه بار دیگه صداشو در میارن که بگن مال صندلی بوده؟!! فاجعه اونجاست که صداش دیگه در نیاد !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:46
+6
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
اسپانیایی ها میگن :
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است !
ایتالیایی ها میگن:
عشق یعنی ترس از دست دادن تو !
ایرانی ها میگن :
“عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:35
+8
☺SAEED☻
☺SAEED☻
دوستی و رابطه بدون صداقت
مثل یه موبایل بدون آنتن ـه
.
.
.
.
.
و موبایل بدون آنتن به چه دردی میخوره ؟!
.
.
.
.
.
بازی کردن :دی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:02
+2
Danial
Danial
هيچكس نيست همه خوابن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
كسي سروصدا نكنه..........{-43-}{-43-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:57
+2
ebrahim
ebrahim
دیشب داشتم درس میخوندم تو اتاقم که یکی تو کوچه یه ترقه (از این سیگارت ها) در کرد!
2 دقیقه بعد یکی دیگه انداخت!!
دوباره بعد چند دقیقه یکی دیگه! هر دفه هم می ترکید صدای خنده چند نفر می اومد!!
دوباره یکی دیگه انداخت !!!
گفتم اینا آدم نمیشن باید جوابشونو بدم!!
... از 4شنبه سوری پارسال چند تا کپسولی از این خرکی ها نگه داشته بودم
رفتم رو پشت بوم هوا تاریک بود نتونستم ببینم کی وایساده!!
چشامو بستم یکی انداختم (بووووووووووووووووووووممممم)
برگشتم تو خونه! پشت سرم بابام اومد توو دیدم هی داره دهنشو بازو بسته میکنه و انگشتش تو گوششه!!!
گفتم شما تو کوچه بودی؟؟؟؟
گفت آره بابا با این احمد آقا وایساده بودیم چند تا سیگارت داشت انداختیم نمیدونم کدوم کره خری چی انداخت افتاد کناره پای احمد بیچاره نفسش بند اومد بردمش تا خونشون!!!!!!!!!!!!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 15:25
+6
ronak
ronak
تمام مردم این شهر

با صدای گریه هایم بیدار شدند اما

وجدان تو بیدار نشد !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 13:19
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ