maryam
صدای شکستن فلبم را نشنیدی چون غرورت بیداد میکرد اشک هایم را ندیدی ، چون محو تماشای باران بودی ولی امیدوارم آنقدر در آینه مجذوب نشده باشی که حداقل زشتی دیو خود خواهیت را ببینی باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی . . . . .
sasan pool
وقتی کسی نیست که خودت را
فرو کنی در آغوشش
و گم شوی در رویاهای شبانه اش
فرقی نمی کند صبح ها
با صدای اذان بیدار شوی
... ...یا ناقوس کلیسا
حتی درون خانه پدری ات
احساس غربت خواهی کرد
جلوی اینه می ایستی وارزو داری بری ماورا ان
شاپد کسی باشد
نیوشا
ظهر تو خونه داشتم تلوزیون نگاه میکردم دیدم تو کوچه یکی داره اسمم رو بلند صدا میکنه اولش فکر کردم با یکی دیگه کار داره ولی وقتی فامیلی رو هم گفت رفتم دیدم وانت سبزی فروشی هست گفتم تو منو از کجا میشناسی گفت بیا مامانت سر کوچه از من خرید کرد گفت بیام اسمت رو صدا کنم بهت بدم .
:|
چجور با آبرو آدم بازی میکنن ..
t @ r @ n e
شق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.
هانیه:دی
شیــــرین بهانه بود ! فرهـــاد تیشه میزد تا نشنود صدای مردمانی که در گوشش میخواندند دوستـــــت ندارد
sasan pool
"خـــــــــدایآ حواســـــت هســــــــت؟؟؟؟ ؟؟؟
صدای هـــق هق گریه هام . . .
از هـــــمون گلویي میاد
که . . .
تو از رگـــــش به من نـــــزدیک تری
reza
برای امروز وفردا عهد می بندم
نهایت شادی را به تو هدیه کنم عهد می بندم
نه در صداقت تو شک کنم و نه بی اعتماد
بلکه حیات تو را با رشد وژرفای بیشتری غنا بخشم
عهد می بندم
هرگز تلاش نکنم تا تو را محزون کنم
محبت تو را می پذیرم بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم
چون می دانم
فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
تو را من چشم در راهم