یافتن پست: #عاشقانه

saqar
saqar
در CARLO
عشق واقعي.....”

پسرو دختر جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند. آنها عاشقانه كديگر را دوستداشتند.دختر جوان: يواش تر برو من مي ترسم!
پسر جوان: نه اين جوري خيلي بهتره!!
دختر جوان: خواهش ميكنم، من خيلي مي ترسم!
پسر جوان: خوب اما اول بايد بگي كه دوستم داري!!
دختر جوان: دوستت دارم،حالا ميشه يواش تر بروني!
پسر جوان: منو محكم بگير!
دختر جوان: خوب، حالا ميشه يواش تر بري!
پسر جوان: باشه به شرط اينكه كلاه كاسكت منو برداري و روي سر خودت بذاري، آخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم ميكنه.روز بعد، واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سيكلت با ساختمان حادثه آفريد. در اين سانحه كه به دليل بريدن ترمز موتور سيكلت رخ داد،يكي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت. پسر جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود. پس بدون اين كه دختر جوان را مطلع كند با ترفندي كلاه كاسكت خود را برسر او گذاشت و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 17:00
+6
ramin
ramin
آدم ها فقط آدم هستند،نه بيشتر و نه کمتر...
اگر کمتر از چيزي که هستند نگاهشان کني آن ها را شکسته اي و اگر بيشتر ازآن حسابشان کني،آن ها تو را مي شکنند.
بين اين آدم ها،فقط بايد عاقلانه زندگي کرد،
نه عاشقانه...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 22:27
+10
-1
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
سر كوچمون ی ساختمون نیمه سازه
امروز داشتم از سر كوچمون رد میشدم دیدم ی كارگر أفغانی اومدم زد پس کلم بعد گفت چطوری دوست من
حالا قیافه منتالار عاشقانه ی تنهایی
بهش گفتم هم كلاسی بودیم یا هم بازی؟
میگه هیچی داداش من دیشب تو فیسبوک تو رو دیدم چندتا لایك واست گذاشتم!!!
من:٠|
فیسبوک:٠|
ایران:٠
اتباع خارجی:٠)
افغانستان
غربت جاده ها :/
اگزوز خاور :|
:d
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 18:07
+5
saman
saman
در CARLO
منم دیگه...

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ،
ﮔﻔﺘﻢ خوووب ﻻﺑﺪ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ،

ﺍﺯ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺵ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﯿﺰﺵ ﮐﺮﺩﻡ،

ﺑﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﺤﻞ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﺩﺍﺩﻡ...


ﺑﻌﻠﻪ ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ...{-27-}
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:56
+5
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:36
+3
saman
saman
در CARLO
چه عاشقانه است این روزهای ابری

چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی

چه عاشقانه است شکفتن گلهای اقاقیا

چه عاشقانه است قدم زدن در سر زمین عشق

و من

چه عاشقانه زیستن را دوست دارم

عاشقانه لا لایی گفتن را دوست دارم

عاشقانه سرودن را دوست دارم

عاشقانه نوشتن را دوست دارم

عاشقانه اشک ریختن را...

دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار

بهترین و عاشقانه ترین کسانم...

و من

عاشقانه می گریم...

عاشقانه می خندم...

عاشقانه می نویسم...

و در سکوت تنهایی عاشقانه می میرم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 17:27
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
عاشقانه

عـــشـــق مــثـــل بــارونــﮧ

و

دلــتــنــگـــے مـثـلـﮧ خـیـسے

نــمـــیــــشــــه بــــارون بـود و خــیــس نـبـود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:31
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
درد دارد وقتی میرود و همه میگویند:دوستت نداشت... و تو نمیتوانی به همه ثابت کنی که هر شب با عاشقانه هایش خوابت میکرد...
9 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 19:42
+8
saman
saman
در CARLO
واژه ها مرا دلتنگ می کند


نگاه ها مرا دلتنگ می کند



کوچه ها خونه ها تمام لحظه ها



مرا دلتنگ می کند



و من با حرف به حرف نامت



دلتنگی ام را در میان قصه ها جار می زنم



و آخرین نگاه عاشقانه ات را



برای خود معنا می کنم



این روزها نه یک بار



بلکه هزار بار



دلتنگتر از همیشه ام



و باخود هجی می کنم



آخرین سکوتی را که



نام مرا به ساده ترین شکل ممکن



تکرار کرد



این روزها من



برای بودنت



برای خواستنت



برای نگاه کردنت



و برای بوسیدنت



دلتنگ می شوم



و به همین سادگی



برای تمام لحظه های با من نبودنت



دلتنگی می کنم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:51
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
روزی می رسد که تمام عاشقانه هایم برای تو، در یک کلمه خلاصه میشود: گور بابات {-26-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 22:06
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ