یافتن پست: #عاشقانه

مهسا
مهسا
بینِ این آدم ها:
فقط باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه....

اونیکه قدش به عشق نمیرسه
غرورتم بگذاری زیر پاش باز هم بهش نمیرسه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:46
+6
-1
sepideh
sepideh
عاقلانه ازدواج كن تا عاشقانه زندگي كني
دیدگاه  •   •   •  1390/11/19 - 12:18
+7
ALI
ALI
مگس به زنش SMS عاشقانه ميده ميگه: بوي شونه هاي تو رو هيچ توالتي نميده!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 17:44
+1
sahar
sahar
1000بار900جمله ی عاشقانه را در 800 جای مختلف به 700 زبان و با 600 شکل پیش 500نفر طرح کردم و400 تای آن ها 300 جمله را به 200 زبان در 100 برگ ترجمه کردند90 تای آن ها را در 80 روز روزی 70 دفعه برای خودم نوشتم60 تای آن ها را آموختم50 بار 40روز روزی 30 دفعه تکرار کردم 20 بار 10 سوال به مدت 9 روز تکرار کردم به 8 سوال 7بار 6جواب دادم در فاصله ی5روز دارای 4بار 3جا در مدت 2 روز تو را دیدم و عاشقانه نگاهت کردم تا روزی برسد که من یک بار بگویم دوستت دارم
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:05
+8
vahid
vahid
در دنیا فحشهایی وجود دارند که بار عاطفی شان از صدتا کلام عاشقانه بیشتر است مثل : دیووونه ! دوستت دارم دیوونه !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:15
+2
ronak
ronak
در Romantic
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود.... در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:52
+2
ronak
ronak
در Romantic
آرامگاه من آغوش عاشقانه ی توست ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:47
+1
-1
ronak
ronak
در Romantic
یادت را به دست قصه ها میسپارم و میروم شاید کسی تو را عاشقانه تر سرود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:59
+4
رضا
رضا
ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابرها بــر جهان ما نظاره گر نشسته اید آری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره میکنم ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید دامن از غمش پرازستاره میکنم ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟ ای ستاره ها چه شد که بر لبان او آخرآن نوای گرم عاشقانه مرد؟ جام باده سرنگون و بسترم تهی سرنهاده ام به روی نامه های او سر نهاده ام که درمیان این سطور جستجو کـــنم نشـانی از وفـــــای او ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دورویی و جفای ســاکنان خاک کاین چنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستاره ها،ستاره های خوب وپـــــا ک منکه پشت پا زدم به هرچه هست و نیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم لعنت خــدا بمن اگر به جز جفا زین سپس به عاشقان با وفا کنـم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 11:39
+2
ronak
ronak
نمیدونم دوست دارم یا نه نمیدونم این عادته یا عشق نمیدونم چی کار کنم با تو نمیدونم چی کار کنم با عشق تو با منی اما نه از دیروز تو با منی اما نه تا فردا تو با منی اما نه با این من یه روز میری اما نه از حالا کنارمی چقدر ازم دوری کنارتم چقدر بهت نزدیک ... تو آشنا غریبه ای انگار ستاره ای اما چقدر تاریک نمیدونم دوست دارم یا نه نمیدونم این عادته یا عشق نمیدونم چی کار کنم با تو نمیدونم چی کار کنم با عشق طلوع هر دوست دارم با من غروب عاشقانه ها با تو یکی میون جاده ها گم شد نمیدونم که اون منم یا تو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:16
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ