یافتن پست: #عشق

saman
saman
قلبم محکوم شد به ساده بودن

غرورم محکوم شد به خونسرد بودن

احساسم محکوم شد به کم حرف بودن

دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن

چشمانم محکوم شد به سرخ بودن

آسمانم محکوم شد به ابری بودن

دست هایم محکوم شد به سرد بودن

آرزو هایم محکوم شد به محال بودن

وجودم محکوم شد به تنها بودن

و عشقم محکوم شد به مردن{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 11:24
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
بلای عشق را جز عاشق شیدا نمی داند
به دریا رفته می داند مصیبت های طوفان را
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:32
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:29
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
زندگی یعنی :
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 00:04
+3
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :
” او یقینا پی خودش می آید “
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :
” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “
قربانی مظلوم ” ” است هنوز . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:47
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
چه کسی برای عشق بازی ما شعراتل متل خواند...
که پایت را به این راحتی از زندگی ام ورچیدی....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 22:46
+3
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 21:20
+4
saqar
saqar
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:29
+6
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:17
+1
alireza
alireza
کودکی که آماده ی تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید

اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به انجا بروم؟

خداوند پاسخ داد از میان بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام .

او در انتظار تو است و از تو نگهداری می کند.

اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه

کودک گفت: اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی است.

خداوند لبخند زد: فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد.

خداوند او را نوازش کرد و گفت که فرشته ی تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت : وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟

خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت : فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسان های بد هم زندگی می کنند چه کسی از من محافظ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:58
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ