یافتن پست: #عشق

Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید…
دزدکی حرف زد…
دزدکی در آغوش گرفت…
دزدکی عشق بازی کرد…
دزدکی دوست داشت..
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 18:21
+8
maryam
maryam
...
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 15:45
+4
sasan pool
sasan pool
bangkok dangerous
این فیلم یکی از بهترین فیلم های نیکلاس کیج هست که من خیلی دوستش دارم.داستان راجبع یک قاتل حرفه ای هست که وارد بانکوک میشه اونجا عاشق یک دختر کر و لال میشه دختره میفهمم که عشقش قاتل هست.در نهایت این آقای قاتل وقتی میبینه به ته خط رسیده خودش میکشه.صحنه آخر فیلم من خیلی دوست دارم و کلی هم گریه کردم چون واقعا خیلی دردناک میمیره .
19 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 14:40
+5
sasan pool
sasan pool
پای تو نشستم ببین که آخرش چی شد/آرزو های قشنگم واسه تو سهم کی شد
دلمو شکستی و رفتی پی کار خودت/این و تقصیر تو اون دل بیمار خودت
دل بیمار خودت خیلی دلم ازت پر/بد جوری از تو دلخوره
یک روز تلافی میکنه/دل از دلت تو میبره
قلبمو پس فرستادی/خوب خودت نشون دادی
من خودم هم خسته شدم پاشو برو تو ازادی
میدونستم مزه عشقم دلتو میزنه/دلتو یک تیکه سنگه خب محاله بشکنه
تو رو دسته کم گرفتم که این شد آخرش/هنوز هم خاطره ات اینجاست بیا وردار ببرش
این اهنگ امروز گوش دادم بد جوری حالمو گرفت یاد خاطرات گذشته افتادم.این آهنگ محسن یگانه خونده.
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 14:19
+2
ronak
ronak
به اِحســــــــاساتت بیاموز نَفـــــــس نکشد،

هــَـــــوای دلها آلـــــــوده است ..
اینــــــجا ...

فاصــــلـه یک عشــق با عشق بعدی یک نـَـخ سیـــــــگار است !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 13:07
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
به سلامتی اونایی که واسشون مثلآتیش چهارشنبه سوری بودیم،تو آتیش عشقشون سوختیم تا اونا از رومون بپرن و رد شن !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 10:34
+4
قصۀ شیرین
مهرورزان ز زمان های کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که تویی
برنیاید دگر آواز زِ من!
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هر چه میلِ دلِ دوست،
بپذیریم به جان؛
هر چه جز میلِ دلِ او،
بسپاریم به باد!
آه!، باز این دل سرگشتۀ من
یاد آن قصه شیرین افتاد:
بیستون بود و تمنای دو دوست.
آزمون بود و تماشای دو عشق.
در زمانی که چو کبک،
خنده می زد شیرین،
تیشه می زد فرهاد!
نه توان گفت به جانبازیِ فرهاد: افسوس،
نه توان کرد ز بیدردیِ شیرین فریاد.
کار شیرین به جهان شور بر انگیختن است!
عشق در جان کسی ریختن است!
کار فرهاد، برآوردن میلِ دلِ دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه درآویختن است.
رمز شیرینی این قصه کجاست؟
که نه تنها شیرین، بی نهایت زیباست
آن که آموخت به ما درس محبت می خواست:
جان چراغان کنی از عشق کسی
به امیدش ببری رنج بسی،
تبو تابی بُودَت هر نفسی.
به وصالی برسی یا نرسی!
سینه بی عشق مباد

(فریدون [!])
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/22 - 10:24]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 10:20
+5
مهسا
مهسا
این بار دلم
نه براے آدمے ...
نه براے ملکے ...
نه براے عشقے ...
نه براے چیزے ...

که دلم براے خودم تنگ شده است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 04:57
+3
hadith
hadith
امشب دوباره سیگار، سیگار، سیگار می کشم
رخ عشق با این حلقه های دوار، دوار، می کشم
با دود حلقه،حلقه می زنم
با این حلقه ها خویشتن را به دار می کشم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 02:00
+5
fatemeh
fatemeh
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 01:04
+3
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ