یافتن پست: #عوض

alifabregas
alifabregas
آدما مترسک سر جالیز نیستن؛ که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی؛ پس یه کم در مورد آدما منصف باش؛ تا مترسک یکی دیگه نشی …!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 17:25
+3
saman
saman
در CARLO
روباهی موبایلی دید؛زاغه از بالای درخت گفت:

اگه پایین آنتن نمیده بده بالا برات بگیرم

روباه موبایل و داد زاغ گفت: این عوض قالب پنیر کلاس سوم ابتدایی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 10:16
+6
saman
saman
در CARLO
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 10:07
+6
AmiR
AmiR
چقد بده دل ب دلش بدی
دست به دستش بدی
چشم رو چشم قفلشه
و.....
آخر داستان
با یه حرف مزخرف عوضشه
حرفی که از رسمو روسومای
قدیمی و الکی که موفت نمی عرضه
و یا
این که تنها کسی
بهش...
دادی تورو بفروشه
بگه همه چی از روی حوس بوده همین
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 00:00
+8
saman
saman
در CARLO
گاهی حس میکنی غمگین ترین آدم دنیایی،اما یک تغییر کوچیک، یا یک اتفاق کوچولو جوری حالت رو عوض میکنه که همه چیز رو فراموش میکنی.به امیدِ یک تغییر، یا اتفاقِ خوب و کوچولو، برای همه شما...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/2 - 10:01
+4
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 17:46
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 12:24
+5
mohamad
mohamad
به روز ها دل نبند .....!
روز ها که فصل میرسند رنگ عوض میکنند
با شب بمان !
گر چه تاریک است ولی همیشه یک رنگ است.....
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 19:24
+3
saman
saman
در CARLO
اعتراف می کنم سال دوم دانشگاه بودم یه بار خیلی کلاسم دیر شده بود کرایه رو زودتر دادم به راننده بقیه ی پولی که بهم داد پاره بود
همزمان می خواستم بگم این پوله پاره ست عوضش کنید هم می خواستم بگم سر قیام دشت پیاده میشم گفتم :
آقا ببخشید لطفن سر قیام دشت منو پاره کنید!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 17:57
+3
saman
saman
در CARLO
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت.
راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت
بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود!
یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و ...
او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود
و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند
او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه
اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد
. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می توان
د به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست
و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 16:53
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ