mah3a
agha chesh meto0on ro0oze bad nbine...........\
shanbe bade uni raftim y ja az in kho0o0shgela kho0ordimmmmmm...
but injoooooooooooooooli nboooooooooooooooooooooooooooooooooood...
hala kia ino payannnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn???
parnian
خدایا در این شب های سرد و بارانی
در این شب های نزدیک به عید
سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش
و حسرت خرید لباس عید رو بّر دل هیچ کودکی در سرزمینم نگذار.
ebrahim
اين روزا اگه تو خـونه باهاتون مهربون شدن سریع فرار كنين ! قضيه خونه تكونى عیدِ
M 0 R i c A R L0
نامه ای به خدا
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد
متوجه نامهای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای
به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور
نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگیام با حقوق نا چیز باز نشستگی
می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه
تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از
دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.
هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من
هستی به من كمك كن ...
كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان
داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری
روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال
بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.
خوب نگو....چرا داد میزنی کر شدم.....اصن 4شمبه از سعید میپرسم
1390/12/15 - 23:29bash...........dad nazadam.........tahala didi dad bezanam???
1390/12/15 - 23:36خدایی ن.....
1390/12/16 - 08:534 shanbe berim pittza bokhorimmmmmmmmmmmm
1390/12/16 - 11:43اخ جون........جونه منی بگو بریم زهره مار بخوریم....بات میام
1390/12/16 - 12:40