یافتن پست: #عید

mah3a
mah3a
agha chesh meto0on ro0oze bad nbine...........\
shanbe bade uni raftim y ja az in kho0o0shgela kho0ordimmmmmm...
but injoooooooooooooooli nboooooooooooooooooooooooooooooooooood...
hala kia ino payannnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn???
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 20:08
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
YE HOZUR GHIAB KONIM ?
76 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 19:58
+7
zahra
zahra
خدایا در این شب‌های نزدیک به عید سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش و حسرت خرید لباس عید رو بّر دلِ هیچ کودکی در سرزمینم نگذار...
8 دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 22:43
+23
arman
arman
از تو که حرف میزنم
همه فعلهایم ماضی اند.
حتی ماضی بعید،خیلی خیلی بعید.
کمی نزدیک تر بنشین.
دلم برای حال ساده ات تنگ است{-14-}{-51-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 18:19
+3
parnian
parnian
خدایا در این شب‌ های سرد و بارانی
در این شب های نزدیک به عید
سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش
و حسرت خرید لباس عید رو بّر دل‌ هیچ کودکی در سرزمینم نگذار.
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 21:01
+6
ebrahim
ebrahim
اين روزا اگه تو خـونه باهاتون مهربون شدن سریع فرار كنين ! قضيه خونه تكونى عیدِ‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 19:35
+7
mah3a
mah3a
یه استاد داریم فسیل زنده !
اومد تو کلاس گفت اسماتونو رو کاغذ بنویسید بدید
........
وحید احمدی
سعید اردنی
سعید عربی
محسن چاوشی
علی دایی
مهدی مهدوی کیا .....
آخر کلاس اسمارو خوند واسه اونایی که نیومده بودن غیبت زد ! گفت اگه بازم غیبت کنن حذفشون میکنم !!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 16:14
+5
benyamin
benyamin
تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 22:36
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
نامه ای به خدا
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد

متوجه نامه‌ای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای

به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور

نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگی‌ام با حقوق نا چیز باز نشستگی

می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه

تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از

دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.

هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من

هستی به من كمك كن ...

كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان

داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری

روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...

همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال

بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 21:36
+5
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
از مدیرها کسی ان نیس الان؟{-14-}{-14-}{-14-}
یووووووووووووووهووووووووووووووووووووووووووووو{-11-}{-11-}{-11-}{-11-}{-16-}{-16-}{-16-}
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 16:35
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ