یافتن پست: #غرور

saman
saman
در CARLO
پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت.
مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد.
مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد.
مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد .
پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و
از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت.
تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر...
آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.
كشاورزي که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید،
به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد.
پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند.
پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد
پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ،سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت ،این زخمها را دوست دارم،اینها خراشهای عشقه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:39
+5
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:27
+4
saman
saman
در CARLO
باورم کن
باورم کن اگه تنهام
باورم کن اگه خسته ام
باورم کن که تو دنيا
به هواي تو نشستم
باورم کن اگه بازم
چشم به راه تو مي مونم
توي تنهايي شبهام
واسه چشم تو مي خونم
دست و پاي غرورمو بستم
واسه ديدنت تو خودم شکستم
مي دوني هواتو کردم
هواي صداتو کردم
کاشکي بياي کنارم
هواي چشاتو کردم
روز و شب اين شده کارم
که سراغتو بگيرم
همه ي ترسم از اينه
تو نياي و من بميرم
هميشه توي خيالم
روبروي من نشستي
نذار اينجوري بمونم
تو رو اونکه مي پرستي
دست و پاي غرورمو بستم
واسه ديدنت تو خودم شکستم
مي دوني هواتو کردم
هواي صداتو کردم
کشکي بياي کنارم
هواي چشاتو کردم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:53
+6
alireza
alireza
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 19:56
+16
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
غرورمــــ را از سر رآه نیاوردمــ کهـ آن را راحتـــ بشکنے!


بدآن اگر غرورمـ بشکند ، با خرده هآے آن


شآهرگـ زندگےِِ


تـــو را نیز خوآهَــمـــ زَد....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:41
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
چـــــــــــــــــــــــه حماقتی .. مرا یاد نمیکنی ولی باز تــــــــــــــــــو را .. میخواهمت .. چه غرور بی غیرتی دارم مــــــــــــــن....!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:05
+9
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بعضی اشخاص چنان بر خود مغرورند که اگر عاشق شوند به خود بیشتر عشق میورزند تا به معشوق : لار شفوگو . {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 11:20
+3
saman
saman
قلبم محکوم شد به ساده بودن

غرورم محکوم شد به خونسرد بودن

احساسم محکوم شد به کم حرف بودن

دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن

چشمانم محکوم شد به سرخ بودن

آسمانم محکوم شد به ابری بودن

دست هایم محکوم شد به سرد بودن

آرزو هایم محکوم شد به محال بودن

وجودم محکوم شد به تنها بودن

و عشقم محکوم شد به مردن{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 11:24
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :
” او یقینا پی خودش می آید “
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :
” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “
قربانی مظلوم ” ” است هنوز . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 23:47
+4
saqar
saqar
در CARLO
مغرور و خودشيفته نيستم

ولي ياد گرفتم كه توزندگيم

منت احدي رو نكشم

خداحافظ تو فرهنگ لغت من جوابش فقط يه كلمه است

"به سلامت"

همين....!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:12
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ