♥ نگار ♥
من هم یک روز اسکانیا بودم! غم روزگار این چنینم کرد! (نوشته های پشت یک نیسان!)
♥ نگار ♥
پسر آدم که قاتل بود
پسر نوح هم که با بدان بنشست و دودمانش به باد رفت
ابراهیم که می خواست پسرشو بکشه
پسرای یعقوبم که یکی شون آدم بود بقیه شارلاتان
این حاصل تربیت پیغمبرا بود
بعد از بابای ِ من چه انتظاری دارین ؟؟؟
fereshte
همیشه یک نفر خیانت میکند و میرود
یک نفر هم میماند و تنها میشود
غمگین میشود
سنگ میشود
♥ نگار ♥
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت
این منم چون گل یاس نشستم سر راهت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم
اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده
تو بگو کدام عاشق رنج دوری رو ندیده
اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم
میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم
تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند
تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم