یافتن پست: #غم

nanaz
nanaz

دلت كه گرفته باشد...

شادترين آهنگ ها، برايت روضه خواني ميكنند

شلوغترين مكانها، تنهايي ات را به رُخَت مي كشند

و شادترين روزها، براي تو غمگين ترين روزهاست

دلت كه گرفته باشد...

نقض ميشود همه ي قانون ها

دل كجـــا... قانون كجـــا

مدتها طول ميكشد تا خاك بگيرد خاطره هاي رنگارنگ

ميگذاري تار شود اين خاطره ها

اما يك خواب ِ ناغافل، گرد و خاك تمام خاطره ها را مي گيرد !!

ميشود مثل روز ِ اول

ميشود خاطره هاي ناب

زخمها تازه ميشود باز ...
.

دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 13:45
+5
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 13:35
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
ینی اینقدری که پسرا به موهاشون میرسن اگه به یک بوته شلغم رسیده بودن الان هلو میداد{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 13:20
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 11:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زمانه بدی شده
ادمای بدی شدیم
اگه عشقت بهت خیانت کرد اعتراض نکن...
اگه دروغم گفت اعتراض نکن...
بهشم گیر نده چرا با کسی لاس میزنی...
اگه جای بدی رفت نگو نرو...
اگه بگی میشی خر.. میشی عقب مونده...
آره خیانت..دروغ..هرزگی شده روشنفکری
ولی من همچنان عقب موندم....
هنوز هم گریه هامُ
خنده هامُ
غر زدنمامُ
حتی پوک زدن به سیگار لعنتی رو
فقط با یه نفر میخوام
با تــــــــــــــــــــــو میخوام
اره من عقب مونده ام....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 11:37
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 16:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لحظه ای بود كه تو رفتی
سیل غم زندگیم رو برد
وقتی كه پل شكستی
تو به خیر٬ ما به سلامت
عاشقی به ما نیومد
بانوی عزیز عشقم
بدتر از همه در اومد
اشتباه بود٬ اشتباه بود
دل به تو بستن گناه بود
چه شبایی گریه كردم
تو به حالم خنده كردی
آغوش خداحافظی رو
حتی حوصله نكردی
نه ‚ تو عاشقم نبودی
مشت تو وا شده پیشم
دیگه دارم توی هق هق
گرگ بارون زده میشم
اشتباه بود ‚ اشتباه بود
دل به تو بستن گناه بود
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 18:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفتم: خدایا سوالی دارم! چرا وقتی شادم همه با من میخندند.
ولی، وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟!

جواب داد: شادی را برای جمع کردن دوست، آفریده ام
ولی، غم را برای انتخاب بهترین دوست.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 17:18
+2
sara
sara
در CARLO
خوابیده بودم

کابوس می‌دیدم...

ازخواب پریدم و خواستم ب آغوشت پناه ببرم

یادم رفته بود ک از غم دوریت ب خواب پناه برده بودم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 11:48
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

باز پاییز است...
باز این از غمی دیرینه لبریز است...
باز می لرزد به خود سرشاخه های بید سرگردان
باز می ریزد فرو بر چهره ام باران
باز رنجورم٬
خداوندا...
پریشانم
باز می بینم که بی تابانه گریانم
باز پاییز است...
باز این دنیا غم انگیز است...
باز پاییز است وهنگام جدایی ها٬
باز پاییز است و مرگ آشنایی ها...
پ.ن:غم هایت را به باد بسپار
پاییز است......
می ریزد!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 11:46
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ