یافتن پست: #مرا

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

خدای من


نه دور كعبه است،


نه در كلیسا،



نه در معبد...


خدای من همین جاست،


كنار تمام دلواپسی هایم،


كنار تمام بغض هایم؛خنده هایم...


خدای من نمی ترساند مرا از آتش،


اما می ترساند مرا:


از شكستن دلی،


اشك آوردن به چشمی،


نا حق كردن حقی...


خدای من می بیند مرا هر جا كه باشم،


می فهمد مرا با هر زبانی كه سخن می گویم....


خدای من حواسش در همه احوال به من هست،


خدای من مرا از هیچ نمی ترساند،


جزء بی فكر سخن گفتن و رنجاندن دلی...


خدای من، خدای تمام مهربانیهاست.....


دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 14:25
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺳﺎﻝ ﭼﻨﺪﯼ :
.
.
:80 ﺑﭽﻪ . ﻟﺠﺒﺎﺯ
:79 ﻣﻮﺯﯼ . ﺩﻭﺭﻭ
:78 ﺧﻨﮓ . ﻧﻔﻬﻢ . ﺟﺬﺍ
:77 ﺣﺴﻮﺩ . ﺑﺍﻧﻤﮏ . ﺩﻭﺭﻭ
:76 ﺧﻮﺷﺘﯿﭗ . ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﻣﻮﺯﯼ،ﺟﺬﺍﺏ،ﺗﻮﺩﻝ ﺑﺮﻭ
:75 ﺧﻮﺷﮕﻞ . ﺟﺬﺍﺏ . ﺩﻟﺮﺑﺎ . ﺧﻮﺵ ﺳﻠﯿﻘﻪ
:74 ﺧﻮﺷﮕﻞ . ﻧﻤﮑﯽ . ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻭ
:73 ﻟﻮﺱ . ﺷﯿﻄﻮﻥ ﺟﺬﺍﺏ
:72 ﺑﺎﺷﺨﺼﯿﺖ . ﺑﺎ ﺍﺩﺏ . ﺟﺬﺍﺏ
:71 ﺑﺎﺍﺩﺏ ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺑﺎ ﺟﺬﺑﻪ
:70 ﺷﻮﺥ . ﺑﺎﻛﻼﺱ . ﻣﻐﺮﻭﺭ
69 ﻭ : ﺧﻮﺷﮕﻞ .... ﺧﻮﺷﺘﻴﭗ ... ﺑﺎﻭﻓﺎ
:68 ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ . ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺑﺎﻧﻤﮏ
:67 ﺧﻮﺵ ﺳﻠﯿﻘﻪ . ﺧﻮﺵ ﺍﺷﺘﻬﺎ . ﺟﺬﺍﺏ
:66 . ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ
:65 ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻭ . ﺩﻟﺮﺑﺎ
:64 ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺣﺎﻝ . ﺷﻮﺥ ﻃﺒﻊ . ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻭ
:63 ﺑﺎﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ . ﺑﺎﺣﺎﻝ
.62 ﺑﺎﻧﻤﮏ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﯿﻄﻭﻥ
.61 ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ،ﺻﺒﻮﺭ،ﺍﺭﻭﻡ
.60 ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ . ﺑﺎﺷﺨﺼﯿﺖ . ﺩﻝ ﭘﺎﮎ
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 14:10
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
خدایـــــــــــــا ...!
اگه یه روز فراموش کردم خدای ِ بزرگـــــــــــــی دارم ...
تو فرامـــــــــــــوش نکن که بنده کوچیکـــــــــــــی داری ...
با نوازشی و یا شاید تلنگری آرام وجودت را ،
همراهیت را ، مهربانی و بزرگی ات را برایم یاداوری کن.....
.
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 20:16
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزی میرزاجواد آقاسبزواری از شاگردان علامه بحرالعلوم

به سفارش حاج شیخ عبدالوهاب مشیر خراسانی

به همراه حاج آقا میرزامحمد تقی تربتی فیض آبادی معروف به [!] خراسانی

و حاج سید علینقی نراقی معروف به ملک المتکلمین ،

خدمت استاد حاج میرزاآقا ابوالحسن نجفی معروف به مرشدالمتکلمین

شرف حضوریافتند،

ایشان تشریف نداشتند،

همگی برگشتند!

به همین راحتی
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 20:12
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
علی کریمی پس ازخداحافظی
.
.
.
.
.
علت اختلافش با دایی را مسائل دینی عنوان کرد وگفت:
من مسلمان وشیعه هستم،ولی دایی همیشه مرا کلیمی صدا میزد!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 18:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 18:49
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 14:36
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 14:33
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به ع[!]ایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...
کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودم
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم...
میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد ...
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست....


2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 18:21
+4
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
... این راه به کجا مرا فرا میخواند!

1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 17:55
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ