نیوشا
. آنقــدر مرا سرد کرد ؛ از خودش .. از عشق .. کــه حالا بــه جای دلبستن ، یخ بسته ام! آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد .. لیز می خوریــد ..!
محمد
ای کاش کودک بودم ، تا وقتی با خدا حرف می زنم از او چیزی نمی خواستم . ای کاش کودک بودم ، تا وسوسه کاری به من نداشت و احساس مرا اسیر خود نمی کرد. ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه مادر ، همه چیز را فراموش می کردم. ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم، خدایا ای کاش کودک بودم !
sasan pool
متن سنگ قبر فريدون مشيري سفر تن را تا خاک تماشا کردي سفر جان را از خاک به افلاک ببين گر مرا مي جويي سبزه ها را درياب با درختان بنشين
payam
به خوابم نیا، خوابم رارنگی میکنی و روزم را سیاه وسفید... مراپناهی جزخواب نیست, بی پناهم نکن