♥ نگار ♥
هواشدید گرم بود کلی ادم دور اب سردکن تو خیابون وایساده بودیم اب بخوریم
پسره با دوستاش اومده دید شلوغه میگه یه قولوپی کی آخره؟!!
مرده بودیم از خنده! خدایی اگه پسرا نبودن همه افسرده شده بودیم!!!!
SADAF.SHAHLAI
ای کاش نقشه سرزمینم بجای گربه سگ بود تا مردمانش بجای این همه خیانت کمی با وفا بودند....
SADAF.SHAHLAI
زندگی میکنم به شبوه ئ خودم ...با قوانین خودم....با باورهای قلبی خودم ...مردم دلشان می خواهند موضوعی برای گفت و گو داشته باشند برایشان فرقی نمیکند چگونه هستی...!!!هرجور که باشی حرفی برای گفتن دارند...
farhad
شمعیم و دلی مشعله افروز و دگر هیچ / شب تا به سحر گریه ی جانسوز و دگر هیچ
افسانه بود معنی دیدار، که دادند / در پرده یکی وعده ی مرموز و دگر هیچ
خواهی که شوی با خبر از کشف و کرامات / مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
زین قوم چه خواهی؟ بهین پیشه ورانش / گهوراه تراش اند و کفن دوز و دگر هیچ
زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست / لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ
خواهد بدل عمر، بهار ار همه گیتی / دیدار رخ یار دل افروز و دگر هیچ.