.
.
.
.
.
.
.
اما نامردا تو بیمارستان عوضم کردن میفهمییییی؟؟؟؟ عوض شدم
سلطان سليمان !
ای پادشاه عثمانی . . .
سريالت ديگر به پايان رسيده است ...
چند وقتی هست ديگر بازارت داغ نيست
حتی خرم سلطان زيبايت هم نتوانست نام تو را در دنيا مشهور كند . . .
كسی در اين ميان نيست كه سريال كورش يكتا پرست را به تصوير بكشد ...
كسی در اين ميان نيست نجابت الهه مينو را به تصوير بكشد
كسی نيست تا خلوتگاه كورش نه حرمسرای پر زخاتون كورش را به تصوير بكشد
مهم نيست كورش ...
تكه سنگی به جا مانده از تو امروز اسمت ، خردت ، يكتا پرستی و نجابت ايرانی را در دنيا زنده نگه داشته
الهه ی نجيب پسران سرزمين من را ببخشش كه ندانسته محو زيبايي صورت خرم شدند و آنرا بر پس زمينه ي گوشی هايشان گذاشتند ونجابت تو الهه را از ياد بردند...
كورش ، يك سريال۳۰۰قسمتی برای سليمان نتوانست نام او را زنده كند اما تو با تكه سنگی دنيا را مجذوب خود كردی ...
كورش مردم سرزمينم را ببخش كه ندانسته رشادت های عثمانی را تحسين كردند آن زمان كه نيمی از دنيا حاكمش تو بودی ...
ببخش ما را . . . §
خدای من
نه دور كعبه است،
نه در كلیسا،
نه در معبد...
خدای من همین جاست،
كنار تمام دلواپسی هایم،
كنار تمام بغض هایم؛خنده هایم...
خدای من نمی ترساند مرا از آتش،
اما می ترساند مرا:
از شكستن دلی،
اشك آوردن به چشمی،
نا حق كردن حقی...
خدای من می بیند مرا هر جا كه باشم،
می فهمد مرا با هر زبانی كه سخن می گویم....
خدای من حواسش در همه احوال به من هست،
خدای من مرا از هیچ نمی ترساند،
جزء بی فكر سخن گفتن و رنجاندن دلی...
خدای من، خدای تمام مهربانیهاست.....