"برای من فرقی نمی كند چند هزار سال قبل ، در این سرزمین چه اتفاق هایی افتاده است! وطن برای من... از مرز بازوان تو شروع ، و در اعماق آرامش چشمانت ، تمام می شود!!!"
تو خانه ی سالمندان برای راحتی سالمندان یه سطلی بوده توفو خلط دماغشونو میریختن داخلش یکی میاد تف کنه دندون مصنوعیش میفته اون تو... هیچی دیگه بادست برداره که دلش نمیاد سطلو سر میکشه تا دندونش بیاد سر جاش مدیونی اگه فحشم بدی.....عمه هم نداررررررررررررم............ خودمم حالم بد شد