♥ نگار ♥
همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
بودن من ; ماندن ما….!!
رفتن تو…
این همه آه….
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….
♥ نگار ♥
سرش پایینه و سرگرم کارشه
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته …
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- ” تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه ”
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه …
وایسا ببینم…
♥ نگار ♥
ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﯾﯽ ...
ﻧﻤﯿﺸــــﻮﺩ ...!
ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ ...
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺑـﻮﺩﻥِ
" ﺧـــــــــﻮﺩﺕ "
ﻫﻢ ﭘـُﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ !
ﭼﻮﻥ
" ﺗــــــــﻮ "
ﺩﯾﮕﺮ ...
" ﺗـــــــﻮ "ﯼِ ﺳﺎﺑﻖِ ﺭﻭﯾـﺎﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘــــــــــﯽ ...!
♥ نگار ♥
کاش همه بدانند دیگر سوی نگاه هایم به سمت کسی
روانه نمی رود ...
نبض بغض هایم نمی تپد ...
دیگر هیچگاه سکوت گریه هایم نمی شکند ...
و ای کاش همه بدانند که من ...
* با تمام احساس مرده ام * ...
♥ نگار ♥
سلطان داريوش:
در حسرت ديدار تو آواره ترينم...
هرچند كه تا منزل تو فاصله اي نيست..
زجر كشيده هاش ميفهمن اين شعر يعني چي...
♥ نگار ♥
می خواهم همه ی دنیا باشم
در آغوش تو
می خواهم همه ی دنیایم
آغوش تو باشد
آقای من!
دنیایم را از من دور نکن .
.
.
همینجور که ساده نگاه کنی
یا اخمالو
حتی در خواب
گوشه های لبهات
می خندد
نگاهت می کنم نگاهت می کنم
و مست به خواب می روم...
می شود صدایت را
همیشه در خواب من
جا بگذاری؟...
♥ نگار ♥
آرامش یعنی:
همه آدمهای اضافی رو از زندگیت حذف کنی
فقط با اونی بمونی
که " منم "
هیچی نگو
فقط بگو چشم!
♥ نگار ♥
ایده ی شاخ بودن چیه؟
هیچ کی بهت گیر نمی ده و اگه بده شاخش می زنی.
هیچ کی بهت نمی گه بالای چشت ابروست.
و در نهایت چون به نصیحت هیچ کس گوش نمی کنی ٬ مجبوری اشتباهات گذشتگان را دوباره تکرار کنی.
اوه اوه
یادم نبود شاخ ها هیچ وقت اشتباه نمی کنن.
من زودتر برم از دور یه چیزی داره نزدیک می شه که خیلی شبیه شاخه.
♥ نگار ♥
تو واتس آپ بودم که دیدم مامانم هم آنلاین شده میگه تا وای فایو قطع نکردم برو زباله هارو بزار دم در،عجب مامان آشنا به تکنولوژی و کاربردش ای دارم من :-)