یافتن پست: #میخ

بهناز جوجو
بهناز جوجو

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 17:44
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 15:53
+2
nanaz
nanaz
عزیزم حتے دیگر نمیخواهم آرزویت باشم…
آرزو میڪنم
“او”
آرزوے تو باشد
و
آرزوی او…
“دیگرے”…
دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 15:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 15:37
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که بره خارج

بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟

میگه قهوه ترك اگه دارى بیار ، تلخ لدفن !!!! :|

حالا تا هفته پیش خاکشیرو با آفتابه سر میکشیدا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 15:22
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اون موقع که مجید خراطها میخواست رگشو بزنه
دلتون سوخت جلوشو گرفتین شد این

حالا داداشش هم آورده
این یکی میخواد شیر گازو وا بذاره

که از همین جا از آقای ایمنی میخوام که زرتی نیاد جلوشو بگیره

بابا بزارید نسل اینا منقرض شه بو خدا...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/25 - 12:07
+2
nanaz
nanaz
روزگــار عجیبی شــده…

حتی وقتی میخـندیـم

منظـورمـان چیـزه دیگـریست…
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 15:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفتی : نفرین میکنی ؟
گفتم : نه ، اما از خدا میخوام
هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 22:08
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم:
وقتی بچه بودم هروقت مامانم ماهی میگرفت باچاقوچشماشونوکورمیکردم، وقتی هم مامانم میپرسیدچرامیگفتم چشماشونوکورمیکنم تاوقتی ماهی هارومیخوریم مارونبینن، آخه گناه دارن :دی
مدیونیداگه فکرکنیدبچه ی خبیثی بودم!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 22:04
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 21:20
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ