یافتن پست: #میخ

zahra
zahra
[!] تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! [!] از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 00:16
+5
-1
mina_z
mina_z
شبایی که تورو دارم توی لحظه سحر میشه ....تو هر باری که میخندی جدایی سخت تر میشه
تو نیستی تازه میفهمم جدایی ها چقدر سختن .... ولی نه گفتن آسون نیست به روزایی که خوشبختم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 00:13
+5
مهسا
مهسا
@rAminEm زخمـــی بر پهلـــویـــم هست روزگـــــار نمـــک می پــــاشـــــد و مــــــن پیــــچ و تـــاب میخــــــورم و همـــــــه گمــــــان میـــکـنــنـــد کــــــه مـــن مـیــــــرقـــصــــــــم ... !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 23:15
+6
مهسا
مهسا
یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه! بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!{-54-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 22:56
+5
مهسا
مهسا
دوستم رفته یه پاک سیگار بخره به فروشنده میگه از اونا بدین که روش عکس “ریه” نداره ، فروشنده گفت چرا آخه فرقی نمیکنه ، دوستم گفت آخه هی چشم میخوره به عکسش ، موقع سیگار کشیدن اذیت میشم !{-53-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 22:48
+2
ronak
ronak
دیدین بعضیا وسط دعوا یه کاری میکنن که دستشونو بگیری نذاری جلو برن؟ چون اگه برن جلو کتک میخورن !!!!! این مدل سگی قضیه ست :دی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 12:45
+6
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم جگرکی آقاهه اومده میگه : کباب میخواین؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ دوتا کیک شکلاتی میخوام با دو فنجون قهوه ترک شکرم داشته باشه لطفا!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:22
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پیرزنه تو خیابون افتاده زمین دارم می دوم برم کمکش کنم اومده میگه: میخوای بلندش کنی؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ میخوام با گچ دورشو بکشم محدوده وقوع جرم و مشخص کنم کسی اینوری نیاد!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:21
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یارو داره از دیوار خونه مردم میره بالا میگه : وا!دزده؟ میگم : پـَـــ نــه پـَـــ دیوید کاپرفیلده میخواد ببینه رد شدن از دیوار ممدآقا آسونتره یا دیوارچین پـَـــ نــه پـَـــ !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 02:21
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به دوستم میگم:میدونی مامان بزرگ سارا فوت شده؟ میگه:آخی..حالا میخوان براش مراسم بگیرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ به جاش میرن مشهد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 01:29

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ