به سلامتی اون پسری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی... انگشت کوچیکهٔ عشقمم نیستی..
شندول باز دهنش رو باز کرد تا حرف بزنه!من بلند بلند خندیدم بعد میگه بهمن میخندی؟گیجم از نطر تو؟گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ این خنده ی شادیه از اینکه تو باز میخوای حرف بزنی و من یه ب ن ب جدید مینویسم!
گفتم: خدایا سوالی دارم گفت: بپرس............ گفتم: چرا هر موقع من شادم، همه با من میخندن، ولی وقتی غمگینم کسی با من نمیگرید ؟ گفت: خنده را برای جمع آوری دوست و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم...............................