یافتن پست: #میخ

عسل ایرانی
عسل ایرانی
شعر جديد ياس در مورد امتحانات از چی بگم برات ؟ انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟ جز یه کاغذ سفید پاره ؟ خب آره رفیق تقلب توشه ولی باخودکار سفید ! تو هم مثل منی کم درد نداری ، درد اصلیت اینه که علاقه ای به درسم نداری . من کسی نیستم با این امتحانا دردم بگیره ولی این نمره ها رو کی میخواد گردن بگیره!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 17:19
+3
امیرحسین
امیرحسین
بابام میگه اینترنت قطعه ؟ میگم نه چرا قطع باشه ؟ میگه اخه دیدم داری درس میخونی!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 16:17
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ک دوست واقعی کسی هست که وقتی زمین میخوردی، میاد و دستت رو میگیره و از زمین بلندت میکنه . . . . . . البته بعد از اینکه خندیدنش تموم شد !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 03:03
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
لرهصبح زود یه لیوان خاکشیر میخوره تا شب ملق میزنه که ته نشین نشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:50
+1
hadith
hadith
من خدایی دارم که در این نزدیکیست! مهربان... خوب... قشنگ... چهره اش نورانیست.... گاه گاهی سخنی میگوید با دل کوچک من... ساده تر از سخن ساده من، او مرا می فهمد... او مرا می خواند... نام او ذکر من است در غم و شادی چون به غم مینگرم آن زمان رقص کنان میخندم! که خدا یار من است... که خدا در همه جا یاد من است... او خداییست که مرا میخواهد....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:44
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود.تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه چشمانش قرمز بود برایش گریستم آخر او از تنهایی مرده بود تنهایی مردو من تنها تر شدم....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:34
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟ میگم پَــ نَــ پَــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:32
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فقط حیف نان می تواند یه جمله کلا با فعل بسازه: داشتم میرفتم برم دیدم آمد گرفت نشست گفتم بزار برم بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام برو بذار بگیرم بخواوم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 01:30
+1
hamid tsh
hamid tsh
یارو پاش درد میکرده، میره دارو خونه میگه قرص پا درد دارین؟ دکتره میگه میخوای بخوریش؟ یارو میگه پ ن پ میخوام بندازم تو جورابم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:55
+3
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
مرسی از لطفتون که قیبش کردید متشکرم فردا خودتون باید جواب کمیته امداد قزوین بدید
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 00:25
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ