یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کیا یاد شونه گرگم به هوا بازی میکردیم لحظه ای که گرگ دنبال کسی دیگه بود و ما هم آزاد روی زمین بودیم چه حالی میداد، حس آزادیش از اینکه بعد از ۲۰ سال از زندان آزاد بشی بیشتر بود!
هی جوونی کجایی که یادت بخیر ....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:35
+1
saeed
saeed
دلم برات تنگ شده
اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم...
به فاصله ها فكر نمی كنم...ميدونی چرا؟؟
آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده...
هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم...
رد احساست روی دلم جا مونده ...
ميتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...
چشمای بی قرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن...
حالا چطور بگم تنهام؟ چطور بگم تو نيستی؟

چطور بگم با من نيستی؟...
آره!خودت ميدونی... ميدونی كه هميشه با منی...
ميدونی كه تو،توی لحظه لحظه هاي من جاری هستی...
آخه...تو،توي قلب منی...آره!
تو قلب من...برای همينه كه هميشه با منی...
براي همينه كه حتی يه لحظه هم ازم دور نيستی...
براي همينه كه می تونم دوريت رو تحمل كنم...
آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...
هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم...
ديگه نميتونم تحمل كنم...
دستامو می ذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم...
دستامو كه بو ميكنم مست ميشم... مست از عطرت.
صداي مهربونت رو میشنوم...و آخر همهء اينها...
به يه چيز ميرسم...به عشق و به تو...آره...به تو...
اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...
اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم...
اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم...
به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايی خالی نيست...
پر از ياد عشقه... پر از اشكهای گرم عاشقونه...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:31
+2

گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:27
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:27
+1
می خندم!

دیگر تب هم ندارم

داغ هم نیستم

دیگر به یاد تو هم نیستم

سرد شده ام

سرد سرد

نمی دانم

شاید…

شاید دق کرده ام!

کسی چه می داند…

بی حسم کردی.... نسبت به تمام حس های دنیا...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:23
+2
روزگاری خواهد رسید...

همچنان که در آغوش دیگری خفته ای...

به یاد من...

ستاره هارا خواهی شمرد تا آرام شوی!

دلت هوایم را خواهد کرد...

به یاد خواهی آورد با هم بودن هایمان را...

به یاد خواهی آورد خنده هایم را...

به یاد خواهی آورد اشک هایم را...

مطمئنم در آن لحظه در دلت میگویی: من تو را میخواهم!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:13
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟ . . .

۷% : بخاطر نور خورشید

۲۳% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن

۷۰% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 19:12
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ