♥ نگار ♥
میخواستم جاروبرقی بکشم و در حینش آهنگم بگوشم!
ام پی ۳ مو روشن کردم شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن
بعد ۵ دقیقه مامانم زد رو شونم دیدم اینجوری نگام میکنه
هدفونو در آوردم گفتم ، جانم مامان !
گفت جارو خاموشه
saeed
آشق!
از این به بعد اینگونه بنویسید!
چون همیشه سرش کلاه میرود...
♥ نگار ♥
موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه، دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.
♥ نگار ♥
سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه خالی می کنی آخرش نصف صفحه هم پر نمی شه بعد یه نفر بلند می شه می گه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم. اون لحظه می خوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش!
♥ نگار ♥
دختره یادش رفته کیبوردش رو فارسی کنه، استاتوس زده:
lk ]rnv pl hlv, c o, ffifi... ] rnvhdk[h o, fi
۱۵۰ تا هم لایک خورده
کامنت پسرها:
* خیلی زیبا گفتی مثل خودم فکر میکنی
* چقدر متن پر احساسی بود،
* من اولش مخالف بودم، اما فکر کرد دیدم حق با توئه
♥ نگار ♥
معتاده به دختره متلک میگه :
چشاش بیشت !
لباش بیشت !
تیپش بیشت !
دختره برمیگرده میگه : گم شو آشغال !
معتاده میگه : انژباط شفر. . .