یافتن پست: #می

ساناز
ساناز
در ایــنـجــا... دست هــر کـه را مـیگیـری بـرای « بلند شدن » آمـاده می شـود برای « سوار شدن»!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/20 - 00:38
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده…لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!
اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه…، پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب میرفتی !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 23:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 23:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آیا از آشنایان خود بی خبرید؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا مدتیست که اقوام خود را ندیده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کافیست یک بار با مخاطب خاص خود در سطح شهر ظاهر شوید آنگاه اموات خود را هم میبینید.....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/06/19 - 23:02]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

گفتم : خدایا همنشینم باش ، گفت : من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند ؛ گفتم : چه آسان به دست می آیی ! گفت : پس آسان از دستم نده ..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

هفت نصیحت مولانا


 گشاده دست باش، جاری باش، كمك كن (مثل رود


 باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید


اگركسی اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب


 وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ


متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك


 بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا


اگر می‌خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تکرار پشت تکرار، من، تو، شراب، بوسه


یک عشق آتشین بار، من، تو ،شراب، بوسه


این بوسه چندمین است؟من چشم میگذارم


تو عاشقانه بشمار من ،تو، شراب، بوسه


امروز روز خوبیست آب از سر من و تو 


دیگر گذشته انگار، من، تو، شراب، بوسه


روح هزار عاشق ،در ما حلول کرده


خیام ،شمس،عطار،من، تو، شراب، بوسه


بی چشم های مستت،بازار گرم این عشق


میماند بی خریدار،من، تو، شراب، بوسه


از تو غزل نوشتم ،خوشبختی مسلّم


با این ردیف اینبار،من، تو، شراب، بوسه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:48
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


قلب من


قالی خداست


تاروپودش از پر فرشته هاست


پهن کرده او دل مرا


در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب


برق می زند


قالی قشنگ و نو نوار من


از تلاش آفتاب


 


شب که می شود، خدا


روی قالی دلم


راه می رود


ذوق می کنم، گریه می کنم


اشک من ستاره می شود


هر ستاره ای به سمت ماه می رود


یک شبی حواس من نبود


ریخت روی قالی دلم


شیشه ای مرکّب سیاه


سال هاست مانده جای آن


جای لکه های اشتباه


 


ای خدا به من بگو


لکه های چرک مرده را کجا


خاک می کنند؟


از میان تاروپود قلب


جای جوهر گناه را چطور


پاک می کنند؟


آه


از این همه گناه و اشتباه


آه نام دیر تو است


آه بال می زند به سوی تو


کبوتر تو است


 


قلب من دوباره تند تند می زند


مثل اینکه باز هم خدا


روی قالی دلم، قدم گذاشته


در میان رشته های نازک دلم


نقش یک درخت و یک پرنده کاشته


قلب من چقدر قیمتی است


چون که قالی ظریف و دست باف اوست


این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است


هدهد است


می پرد به سوی قله های قاف دوست...^

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:46
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO

وجودت را بر ماندگارترین ستون خوبیها مینگارم
تا بدانی یادت برایم همیشه عزیز بوده و تا همیشه عزیز خواهد ماند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 22:45
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ