یافتن پست: #می

mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دنیای پسرا..
پر از پیراهن و شلوار پر از کتونی و عطر
پر از قرار با رفیقاشون تلفنهای 1 دقیقه ای با موضوع چه کاره ای داداش بریم بچرخیم؟
سیگار کشیدن های نصف شب جلوی پنجره ی اتاق
یه یادگاری ...
حرفی در کار نیست قولی وجود نداره همه تو دل خودش میمونه...
آهنگ گوش دادنای نصف شب تو اتوبانا ...
با ناراحتی به یه عکس نگاه کردن دوش گرفتن های 5 دقیقه ای
1000 بار این جمله رو تکرار کردن:به ما نمیخوری آخه...
اس ام اس دادنای شبونه:گورباباش ( که کلی غم پشتش نشسته )
كلمه هاي رمزي كه فقط خودشون معنيشو ميدونيم رازايي كه فقط خودشون ازشون خبر دارن
گپای 4 - 5 نفره روی یه تخت با قلیون،
مسخره كردن همديگه شوخی گاهی بحث های جدی درباره ی آینده و کار..
دنیای پسرا پر از پیراهن های مردونه و تنهایی و رفیقاشون. پر از تلاش برای مخفی کردن غماشون
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:42
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مناجات یک پسر با خدا :
خدایا این شادی رو از من نگیر
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین طور مهسا و کیمیا و نازی!
مهشیدو که بگیری میمیرم
یه سیما هم هست پا نمیده, جورش کن
خدایا شکرت
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفدم عز دمی سبزه میدون یه مرغی مینا عسدم عا آوردم خونه باش اختلاط کونم...

من :چه مینای خوشگلی
مرغی مینامون :چه مینای خوشگلی
من :هیس
مرغی مینامون :هیس
من :الای عاکله بیگیرم
مرغی مینامون :الای عکله بیگری
من :توخوشگلی
مرغی مینامون :مرسی عاکله گرفته
من :|
(کوچیک اصفهانیای با مرامم هستم)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:10
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داشتم احساس خفگی میکردم فک کردم بغض دارم تا اینکه مامانم بهم گفت : لباساتو چرا بر عکس پوشیدی ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:08
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماشا اله آقایون تازگیا خیلی خانوم شدن..تلویزیونو که روشن میکنی
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
.
..،هر شبکه ای میزنی ،یکیشون داره آشپزی یاد میده..
راضیم ازتون.......... .... :))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ی چیز غیر قابل تحمل :پسرهای هستن ک مث دخترها حرف میزنن اخه داداش گلم اگه قرار بود دختروپسر ی جور حرف بزنن اصن دیه نیازی ب تو بی خاصیت نبود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلی چیزها هستند که وقتی به دستشان می اوری دیگر برای تو نیستند . تویی که در دست انهایی ....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:02
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگ روزی بفهمم کسی دوسم داشته و بم نگفته آنچنان میزنمش که بره سینه قبرستون خب کصافط من دارم تو تنهایی از آمپاس شدید میمیرم بعد تو نمیای بگی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 19:01
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دختر : عشقم می خوام یه چیزی بگم ولی قول بده که عصبانی نشی...
پسر : باشه...بگو...
دختر :داداشم هفته پیش خواهرتو دیده و خیلی خوشش اومده...و می خواد که باهاش حرف بزنه...
پسر :چییی؟؟؟؟ غلط کرده...استخوناشو خورد می کنم...دندوناشو می ریزم تو حلقش...اون کی باشه که به ناموس من نگاه کنه؟؟!!به چه حقی می خواد دستشو بگیره؟؟
دختر :میشه دستمو ول کنی؟؟؟ لطفا"؟؟؟
پسر :چراا؟؟؟
دختر :چون توام الان دست ناموس داداشمو گرفتی...منو فراموش کن و برو مواظب ناموست باش و به ناموس بقیه کاری نداشته باش.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 18:54
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حرفم باشماست:
آره با شمایی که دل صاف وساده و مهربونی داری...
عزیز دلم دل نبند به جمله هایی امثال:
تو دنیای منی...
تو زندگیِ منی....
تو عشق منی...
تو بری من میمیرم....
تا ابد کنارت میمونم...
و.....
اینا همش
...
"کشکه"
دلتو سفت بچسب
آدمای این زمونه اونقدر معرفت ندارند که قدر دل پاکت و بدونن و نشکوننش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 18:53
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ