یافتن پست: #می

xroyal54
xroyal54
درد تنهایی کشیدن مثل کشیدن خطهای رنگی روی کاغذ سفید شاه کاری می سازد به نام دیوانگی................!
و من این شاه کار را به قیمت همه ی فصل های قشنگ زندگی ام خریده ام....
تو هر چه می خواهی مرا بخوان....دیوانه...خودخواه....بی احساس....
نمی فروشم.........!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:03
+7
*elnaz* *
*elnaz* *
همه چیز درست می شود.................................
12 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:01
+4
xroyal54
xroyal54
شبها به پهلو میخوابم وپاهایم را در شکم جمع میکنم،


جنین گونه.....!

به امیدی که فردا متولد شوم،


اما در عجبم که سالها ست بستر،مرا آبستن است و


من چه گستاخانه نه سقط میشوم و نه متولد.........!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:01
+10
xroyal54
xroyal54
لبخندبزن . . . !



برآمدگی گونه هایت





توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،


گاه قوسی کوچک




، میتواند معماری بنایی را نجات دهد . . . !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:59
+8
saman
saman
تو را که دارم دنیا مال من است
دیگر آرزویی ندارم ، همان یک آرزوی من ، همیشه با تو بودن است
صدای تپشهای قلبم ، هنوز باور ندارم که عاشقم
هنوز باور ندارم که بدون تو هیچم
اگر تو نباشی ...
آری عزیزم ... میمیرم
تو را که دارم ، عشق را با تمام وجود حس میکنم
لطافت عشق را لمس میکنم ، برای چند لحظه نفس را در سینه حبس میکنم
و یک نفس فریاد میزنم عشق من دوستت دارم
نمیدانم باور کرده ای که تنها تو را دارم 
باز هم میگویم عزیزم ، تو آنقدر خوبی که من لیاقت تو را ندارم
درهای قلبم را بر روی همه بسته ام
هنوز در شور و شوق این عشق به حقیقت پیوسته ام
وقتی که فکر میکنم که با توام 
نه معنی تنهایی را میدانم و نه حس میکنم که خسته ام
اینک که دارم برایت از احساسم نسبت به تو مینویسم
میدانم لحظه ای که آن را برایت میخوانم تو با شنیدن این احساس اشک میریزی
پس همین حالا خواهش قلبم را بپذیر و اشک نریز ،
اینها همه حرف دلم بود عزیز
من که گفتم اشک نریز ، پس چرا اینک چشمهایت شده خیس؟
قطره های اشکت بر روی قلبم ریخته
قلبم با تمام وجود طعم شیرین عشق را با تو چشیده
نمیدانی چقدر خاطر تو برایم عزیزه
تا به حال یار وفاداری را مانند تو ندیده
تو را که دارم دنیا مال من است،
دیگر آرزویی ندارم چون همان یک آرزویم که تو بودی به حقیقت پیوسته است!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:58
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
روزها رو به روشنی می روند دست توست که برایم شمع کوچکی روشن کرده است.........................
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:56
+6
saman
saman

منو از من نرنجونم ازین دنیا نترسونم


تمام دلخوشی هامو به آغوش تو مدیونم


اگه دل سوخته ای عاشق مثه برگی نسوزونم


منو دریاب که دلتنگم مدارا کن که ویرونم


نیاد روزی که کم باشم از این دو سایه رو دیوار


به این زودی نگو دیره منو دست خدا نسپار

یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه ی من بود


به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود

پر از احساس آزادی نشسته کنج زندونم


یه بغض کهنه که انگار میون ابر و بارونم


وجودم بی تو یخ بسته ... سردم زمستونم


منو مثل همون روزا با آغوشت بپوشونم

یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه ی من بود


به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:54
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:50
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:47
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگن فارسی را پاس بداریم

این الان دقیقا ینی چی ؟

ینی از این به بعد عوض اینکه بگیم : کراواتت تو حلقم

بگیم : دراز آویز زینتی گردنتان در گلویمان ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:46
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ