یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میخوام روی حرفم ...






میخوام روی حرفم هنوز ایستاده باشم

بذا دوستت دارم رو هزار بار گفته باشم


بخوای تا قیامت می گم دوستت دارم رو

بهونه ای نمی خوام به دستت داده باشم



ما که گفتیم هزار بار تو یک بار هم نگفتی

ولی نزدیکه اون روز که به دامم بیفتی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:21
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:20
+1
saman
saman

شاعر نیستم!
فقط چشمانت حرف میزنند
و من می‌‌نگارم …
تمام شعر چشمانت را…!


[سپیده حاجی پور]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:19
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:18
+5
saman
saman
بچه ای را دیدم داشت گریه میکرد و میگفت:
هیشکی با من بازی نمیکنه!
آهی کشیدم و آرام ته دلم گفتم…
تو بزرگ شو اونوقت که همه باهات بازی میکنند…!!

(نجیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:12
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:12
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هــــی لعنتــــی ...



اون طــــوریــــم کــــه تــــو فکــــر میکنــــی نیست ..



شایــــد عــــاشقت بــــودم،روزی .....!



ولــــی ببیــــن بــــی تــــو



هــــم زنــــده ام،



هــــم زندگــــی میکنــــم ...



فــــقــــط گــــاهــــی در ایــــن میــــان،



یــــادت ...



زهــــر میکنــــد بــــه کــــامــــم زندگــــی را ...



همیــــــــــــن !!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:11
+5
saman
saman

درخت خشک شده بود.
مرد لامپ های مات را به شاخه های درخت آویخت و روشن کرد,
اما غیر از خودش هیچ یک از افراد خانه خوشحال نشدند.
جای خالی به ها بیشتر به چشم می خورد…!


[رسول یونان - کتاب بخشکی شانس]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:10
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدمها مثل پازل میمونن ،
مثل هم نیستند ولی ،
یک دیگر رو کامل میکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:08
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ