یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



آنگاه که "تنهایی" تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !



دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:07
+4
saman
saman

بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه دُرودی نه پیامی نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گُشایم
ز آنکه دیگر تو نه آنی، تو نه آنی


[فروغ فرخزاد]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:06
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم گرفته است هم از تو هم از خودم میدانی چرا؟

برای اینکه دراولین فرصت به دنبال دیگری میرویم

وهمدیگر را جایگزین می کنیم این عشق است یا هوس

اصلا آیا دلی مانده که به عشق پایبند باشیم

چرا
نمیخواهیم عشق را در واقعیت حضورش ببینیم

چرا حرف دلمان را نمیزنیم
ومیخواهیم همه بدانند که چه در دل داریم

و دراخر نمیدانیم چراحرفهای ما به
جای دهان ازچشم برون می آید؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:03
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
نمی دانم که بعد از سال های سخت و دشوار ، که بعد از روز های گرم و شیرین ، زمان مردنم آیا در آغوش تو جانم را خدا گیرد ، و یا این آرزو در نطفه می میرد ؟ که می میرد … .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 16:01
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

هر وقت توی زندگ به یه در بزرگ که روش یه قفل بود رسیدی ،‌ ناایمید نشو . چون اگه قرار بود باز نشه به جاش یه دیوار میذاشتن .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 15:59
+2
saman
saman

هـدیـه ام از تـولــد .. گریـه بـود
خنـدیدن را تو به من آمـوختـــی
سنگ بوده ام .. تو کوهم کردی
برفــــ بوده ام .. تو آبــــم کردی
آب می شدم .. تو خانه دریا را نشانم دادی
“می دانســـتم گریـه چیســــت
خندیدن را تو به من هدیه کردی …!


[شمس لنگرودی]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 15:59
+1
saman
saman
چه خوش خیال بودم که همیشه فکر میکردم
در قلب تو محکومم به حبس ابد…
به یکباره جا خوردم وقتی زندانبان بر سرم فریاد زد:
هی…. تو… آزادی…
و صدای گام های “غریبه ای”که به سلول من می آمد…!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 15:58
+1
saman
saman
روزی  تمام شعرهایم را خواهم سوزاند

 

چه اهمیت دارد من  اینجا ببارم و تو حتی خیسم  نشوی

 

روزی چشم هایم را کور خواهم کرد

 

ننگ است این چشم ها روی صورتم

 

ننگ است

 

به خدا ننگ است

 

وقتی نظاره گر هر نگاهی ست جز نگاه تو..........

 

وای که چقدر دوست دارم رها شوم از این دنیا

 

اما تنها خدا می داند تردید من تنهایی توست

 

بدون من تو چه تنها خواهی شد

 

و تردید من تنها همین است و بس

 

من مسافرم

 

خیال مسافرت را آسوده کن

 

آسوده کن که رهاتر رود ........
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 15:57
+1
mohamad
mohamad
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 15:56
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
روزی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد ، آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد ، من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی ، چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاشقی .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 15:56
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ