یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مـــوهـــایـــم .. که یـکدسـت .. هـــمرنـــگ ِ دنــــدانـــهـایــــم شـد ! بـــــاز هــــم .. بـــــا عـشق .. می نویـسم : دوستـــت دارم …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر ۱۲ساله اومده پست گذاشته از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو
خب سوالی که پیش میاد اینه که عروسک این بچه رو کی ورداشته
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:38
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

جــــاده هـــای زنــــــدگـی را خـــدا هـــمـوار میـکــنـد . .

کــــــار مــــا فـــقـــط بـــــرداشــــت ـن ســـنــگ ریـــــزه هـــاسـت . . .

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:28
+5
saman
saman
در CARLO

اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلندترين قلة دنيا می­نوشتم


اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام می­آوردم


اگه معلم شيمی بودم اسمتو در گروه حلال­ترين محلول ها قرار می دادم


اگر معلم زيست بودم قلبت رو جزء مهربون­ترين قلبها می­نوشتم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند،

در دستشان کتاب مقدس داشتند و ما

در دست زمینهایمان را داشتیم،

پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های

مقدس داشتیم و آنها در دست زمین های ما

را داشتند.

جومو کیانتا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زلف و رخسار تو ره بر دل بیتاب زنند

رهزنان قافله را در شب مهتاب زنند

شکوه ای نیست ز توفان حوادث ما را

دل به دریازدگان خنده به سیلاب زنند

جرعه نوشان تو ای شاهد علوی چون صبح

باده از ساغر خورشید جهانتاب زنند

خاکساران تو را خانه بود بر سر اشک

خس و خاشاک سراپرده به گرداب زنند

گفتم:از بهر چه پویی ره میخانه رهی

گفت:آنجاست که بر آتش غم آب زنند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شمایی که تو گوشیت شماره ی چند تا مخاطب خاص و ذخیره کردی ...


و اسم همشونم گذاشتی نفسم !


نفس تنگی نمیگیری ؟؟؟


♦♦♦ افشین احسن ♦♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:13
+3
saman
saman
در CARLO

همیشه دوست داشتم ابر باشم


چون ابر اونقدر شهامت داره که هر وقت دلشمیگیره


جلوی همه گریه کنه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزای تعطیل ساعتمو رو 7 تنظیم میكنم...
زنگ كه خورد پا میشم بش میگم
گ...ه نخور!
دوباره میخوابم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توی رستوران بین راهی رفتم دستشویی دستمو بشورم،
مسئول دم دستشویی موقع خروج می گه: آقا! 200 تومن می شه.
من: من فقط دستمو شستم...
اون: پس برگرد برو توالت بعد بیا 200 بده!
دستمو کردم جیبم 200 تومن بهش دادم،
میگه: "نه! باید بری دستشویی حتما!"میگم: چرا؟
میگه: من مال حروم از گلوم پایین نمی ره!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:02
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ