یافتن پست: #می

roya
roya
در CARLO
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم

های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ

های، نپریشی صفای زلفکم را، دست
آبرویم را نریزی، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است ..

مهدی اخوان ثالث
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:04
+3
saman
saman
در CARLO
ﻭﻗﺘﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺘﻮ ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺗﻮ ﺣﺮﺍﺟﯽ ﻫﻢ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺑﯽ ﮔﯿﺮ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﭘﺲ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺟﻠﻮ ﺍﻭﻥ ﺯﺑﻮﻧﺘﻮ ﺑﮕﯿﺮ 
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:02
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هافبک تراکتورسازی در بیمارستان بستری شد
مهدی کریمیان بازیکن تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز بر اثر سانحه رانندگی و برخورد با درختی، در بخش آی سی یو بیمارستان امام رضای تبریز بستری شد.در پرونده پزشکی این بازیکن علت بستری ضایعه مغزی ذکر شده است. به گفته یکی از پزشکان این بیمارستان سطح هوشیاری این بازیکن پایین است.در این روزهای عزیز ماه مبارک رمضان از مردم شریف ایران درخواست می‌شود برای شفای مهدی کریمیان دعا کنند.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:57
+2
saman
saman
در CARLO
رفتیم خونه پدر بزرگم دختر خاله ی 2سالم رفته در فریزر رو تا آخر باز کرده
بهش میگم: آخه فوضول تو با یخچال چیکار داری؟
!!!میگه:یخچال نیست فریزره
!!!هیچی دیگه کلا دیگه لال شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:54
+3
saman
saman
به بابام میگم اگه من یه روز سکته مغزی کردم، اعضا ی بدنم و اهدا کنین
برگشته میگه برو بابا تو مغزت کجا بود که بخواد سکته هم بکنه
به فکر یه راه دیگه باش:| 
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:52
+2
roya
roya
در CARLO
زندگی دفتری از خاطره هاست، یک نفر دردل شب، یک نفر دردل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تاباز کنیم عمرمان میگذرد ماهمه همسفریم آنچه باقیست فقط دوستی و خوبی هاست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:50
+4
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:49
+4
roya
roya
سنگ دل

گفتمش بی تو دلم میمیرد!

گفت با خاطره ها خلوت کن


گفتمش خنده به لب میمیرد!


گفت با خون جگر عادت کن.


گفتمش با که دلم خوش گردد؟


گفت غم را به دلت دعوت کن.


گفتمش راز دلم راچه کنم؟



گفت با سنگ دلم صحبت کن...









دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:47
+4
saman
saman
در CARLO
شوخی شوخی از ما رو برگردوندی ....

خوب حالا رو به آفتاب کن چون به اون احتیاج داری ....

به ما که دیگه احتیاج نداری عزیزم ....

رو به آفتاب کن که مثله من از همه جا کم نیاری ....

قسم به همین نور آفتاب روزی رو میبینم که یارت سیره ازت ....

همه که من نمیشن واسه تو ....

راستی داره تولدم یواش یواش نزدیک میشه ....

روز تولدم رو میکنم به آفتاب به یاده تو ....

یادت بخیر دل من ....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:46
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ