یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما یادتون نمیاد یه مسترابایی بود بصورت ذوزنقه

خودش اینجا بود سوراخش نزدیک هسته کره زمین

لامصب خیلی ازشون میترسیدم
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میدونید یکی از خاصیت های سیگار چیه؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
اینه که دقیقا جهت فوتت رو تنظیم کنی تو صورت اونی که ازش بدت میاد!!! نه خدایی میدونستید؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:31
+3
roya
roya
در CARLO

معادله هم نشدیم ، کلی آدم دنبال این باشن که بفهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن !



کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم !


ماکسیما در افغانستان حدود 6 میلیون تومانه ، افغانی هم نشدیم بتونیم ماکسیما بخریم !



علف هم نشدیم حداقل به دهن بزی شیرین بیایم !



عروسک هم نشدیم یکی بغلمون کنه !



شارژر هم نشدیم بقیه رو شارژ کنیم !


شامپو هم نشدیم ملت تو کفمون بمونن !


توپ فوتبالم نشدیم 22 نفر بخاطرمون خودکشی کنن و دنبالمون بدون

اگه خوشتون اومد لایک و باز نشر کنید تا حسرت به دل نمونیم.......
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سرم درد می کند ,

چای و مسکن هم چاره اش نشد ,

بگمانم هوای بوسه ات به سرش زده ....!!!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:29
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
کبریتهای سوخته هم روزی درختان شادابی بودند

مانند ما که روزگاری می خندیدیم قبل از آنکه عشق روشنمان کند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:27
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و عشق را

کنار تیرک راه بند

تازیانه می زنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...

روزگار غریبی است نازنین...

آنکه بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد...

(احمد شاملو)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:24
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
@NEGAR1992


هی !

فراموشی از این جانب محال است

نمیدانم از آن جانب چه حال است ؟
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:23
+4
saman
saman
در CARLO
ادم ها برای هم سنگ تمام میگذارند...
اما ن وقتی ک کنارشان هستی...
نه...
انجا ک در میان خاک خوابیدای.
`سنگ تمام`را میگذارن و میروند...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:20
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:17
+5
saman
saman
در CARLO
ﺍﻣﺸﺐ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺑﮕﺮﯾﻢ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺷﺒﯽ ، ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﻣﯿﺨـــﺎﻧﻪ ﺑﮕـــﺮﯾﻢ
ﺯﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﺴﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﮑﺪﻩ ﮐﺎﻣﺸﺐ
ﺑﺮ ﻗـﻬـﻘﻬﻪ ﯼ ﺳــﺎﻏــﺮ ﻭ ﭘﯿــﻤﺎﻧﻪ ﺑﮕـــﺮﯾﻢ
ﺍﻓﺴﺎﻧﻪﺀ ﺩﻝ ﻗﺼﻪﺀ ﭘـــﺮ ﺭﻧــﺞ ﻭ ﻣﻼﻟﯿﺴﺖ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺮﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﻭ ﺍﻓﺴـــﺎﻧﻪ ﺑﮕــــﺮﯾــــــﻢ
ﺍﯼ ﻋﻘﻞ ، ﺗـــﻮ ﺑﺮﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾـــﻮﺍﻧﻪ ﺑﺨﻨﺪﯼ
ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻫـــﺮ ﻋﺎﻗﻞ ﻭ ﻓـــــﺮﺯﺍﻧﻪ ﺑﮕـﺮﯾﻢ
ﻃـــﻔﻞ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺑــﺎﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻃﻠﺒﺪ ﺑــــﺎﺯ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻃﻔـــــﻞ ، ﯾﺘﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﮕــﺮﯾـــﻢ
ﺍﻣﺸﺐ ﺯﭼﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻭﻃﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﻏـــﺮﯾﺒﻢ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬـــﺮ ﻏــــﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﺑﮕـــﺮﯾـﻢ
ﺁﻥ ﻃﺎﯾــﺮ ﺯﯾﺒـــــﺎﯼ ﻣـــﺮﺍ ﺑﺎﻝ ﺑﺒﺴــــﺘﻨﺪ
ﺷﺒﻬﺎ ﺑﻪ ﭘﺮﺍﻓﺸــــﺎﻧﯽ ﭘـﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﮕـــﺮﯾـﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 16:17
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ