یافتن پست: #می

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من
بیا با من به شهر عشق رو کن خانه اش با من
نگو دیوانه کو زنجیر گیسو را زهم وا کن
دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من
بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم
اگر مویت به رویت شد پریشان شانه اش با من
نگو دیگر به من اندر دل اتش نمی سوزد
تو گرمم کن به افسونت گرمی افسانه اش با من
چه بشکن بشکنی دارد فلک بر حال سرمستان
چو پیمان بشکنی بشکستن پیمانه اش با من
در این دنیای وا نفسای بی فردا
خدایا عاشقان را غم مده شکرانه اش با من
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:36
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
ﻭﺍﻻ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﭼﻪ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻏﻢ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ﺩﺍﺭﻩ ؟
ﻗﺪﯾﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻫﻤﻪ ﺩﻕ ﻣﺮﮒ ﻣﯿﺸﺪﻥ ؟؟؟
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:35
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:30
+7
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:27
+4
xroyal54
xroyal54
از مردم جهنم آنکه عذابش از همه آسانتر است
دو کفش آتشین بپا دارد که مغز او از حرارت
کفش هایش به جوش می آید.
___پیامبر اکرم صلی الله علیه____
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:19
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:14
+5
saman
saman
در CARLO
عشق با روح انسان پـیـونـد می خورد،

،زنـدگـی بـدون عـشـق ،سـرد و مـرده اسـت،

،زنـدگـی تـوام عـشـق ،گرم و پـر خروش اسـت،

،هـر کـس کـه عشق را هـرگز نیافت زندگی هـم نکرد،

،و کسی هـم کـه عشق را یـافـت زنگی اش را ازدست داد،

،عشق شوری در نهاد ما نهاد***جان ما در بوته سودا نهاد،

،بـا عشق می توان دنیـا رو بـه انـدازه یک نفر کوچک کـرد،

،بـا عشق مـی تـوان یک نفر رو بـه اندازه دنیا بزرگ کرد،

،عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند،

،عشق واقعی تنـهایی را به یگانگی مبدل میکند،

،عشق زیباست چون ،خدا،عشق را به ما
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:11
+4
xroyal54
xroyal54
قربون خدای بزرگم برم که اگه خطا کنم
نهایت قهرش بین دو اذانه
دوباره صدام میکنه، خدا عشق است...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:11
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فلسفه شمشیر زنی
شمشیر زنی یگانگی دست و شمشیر است : وقتی این فلسفه حاصل شود حتی یک علف خشک شده هم قادر است یک سلاح کشنده باشد.
شمشیر زن وجود شمشیر را درون روح خود احساس میکند که اگر شمشیر هم نداشت بتواند با دست خالی دشمن را شکست بدهد .
شمشیر زن باید دست و روح را از شمشیر خالی کند و در این هنگام شمشیر زن به اوج آرامش میرسد و پیمان می بندد که کسی را نکشد و به بشریت آرامش ببخشد .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:11
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فلسفه موسیقی و هنرهای رزمی
گرچه در ظاهر موسیقی و هنرهای رزمی دو مقوله متفاوت هستند اما فلسفه مشترکی دارند : هر دو برای رسیدن به کمال کوشش میکند .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:08
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ