یافتن پست: #می

sanaz
sanaz
در CARLO
کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:07
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺗـﻮ ﺟـﺎﺩﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿـﺮﯼ ﺑﻌـﺪ ﺗـﺎﺑﻠـﻮ ﺯﺩﻩ :
“ﺧﻄـﺮ ﺭﯾـﺰﺵ ﮐـﻮﻩ”
ﺧـﻮ ﺍﻻﻥ ﺩﻗﯿـﻘﺎ ﭼـﯽ ﮐـﺎﺭ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑﮑﻨﯿـﻢ ؟!
ﺑـﺮﯾـﻢ ؟!
ﻧـﺮﯾـﻢ ؟!
ﭼـﺮﺍﻍ ﺧﺎﻣـﻮﺵ ﺑﺮﯾـﻢ ؟!
ﭘﯿـﺎﺩﻩ ﺷﯿـﻢ ﻫـﻞ ﺑﺪﯾـﻢ ؟!
ﺯﻧـﮓ ﺑﺰﻧﯿـﻢ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺗـﺮﺍﺑـﺮﯼ ؟!
ﻓﺤـﺶ ﺑـﺪﯾـﻢ ؟!
ﺗُـــﻒ ﮐﻨﯿـﻢ ؟!
ﻧﻤﯿـﺸـﻪ ﮐـﺎﺭﯼ ﮐـﺮﺩ ﺧـﻮ !!!
ﺑﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣـﻦ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑﻪ ﺟـﺎﯼ ﺍﯾـﻦ ﺗﺎﺑـﻠﻮ
ﯾـﻪ ﺗﺎﺑﻠـﻮ ﺑـﺬﺍﺭﻥ ﺭﻭﺵ ﺑﻨـﻮﯾﺴـﻦ :
ﺑﯿـﺎ ﻭﻟـﯽ ﺍﮔـﻪ ﮐـﻮﻩ ﺭﯾﺨـﺖ ﺭﻭﺕ ﻭ ﺯﻧـﺪﻩ
ﻣﻮﻧـﺪﯼ ﻧﯿـﺎﯼ ﺯﺭ ﻣﻔـﺖ ﺑـﺰﻧـﯽ!!
:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:04
+4
sanaz
sanaz
در CARLO
ه حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر شعرم نشکفته خشکید !
به حرمت اشک ها و گریه های سوزناکم. نه تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !
میبنی قصه به پایان رسیده است و من همچنان در خیال چشمان زیبای تو ام که ساده فریبم داد!
قصه به آخر رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:04
+6
MiSs Roya
MiSs Roya
اگر یقین دارید روزی پروانه خواهید شد بگذارید دنیا هر چه میخواهد پیله کند ....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زحمت دارد . . .
آدم بودن را میگویم!
.
این را میشود از مترسک ها آموخت ..
.
.
آن ها تمام عمر می ایستند ،

تا آدم حسابشان کنند !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:01
+1
sanaz
sanaz
در CARLO
می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:01
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ سوﺍﻻﯾﯽ ﮐﻪ وقتی ﺍﺯﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻧﺸﻨیده بگیرم
ﻭ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﻢ ، اینه :
ﺁﺏ ﮐﺘﺮﯼ ﺟﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻩ ؟ :|
لامصب ﻋﻮﺍﻗﺐ ﺑﻌﺪﯼ ﻧﺎﺟﻮﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ !
ﻗﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﻮﺭﯼ . . .
... ﭼﺎﯼ ﺭﻭ ﺩﻡ ﮐﻨﯽ . . .
ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ ﺭﻧﮓ ﺑﺪﻩ . . .
ﯾﻪ ﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﯼ . . .
ﺍﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻩ ، ﺍﺻﻦ ﻣسیر ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﺩﻡ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﺸﻪ:D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:58
+2
sanaz
sanaz
در CARLO
هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره
میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود
منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:57
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه تو مهمونی سرسفره به باباش میگه:بابا اب بده!باباش میگه:اب تو خونمون زیاده,مرغ بخور خاک تو سرت!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:52
+1
saqar
saqar
در CARLO
“ﭘﺸﺖِ ﺳﺮﻡ ﺣﺮﻑ ﺯﯾﺎﺩﻩ ؟ ﺑﻪ ﺩﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﮎ ! ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺁﻭﯾﺰﻭﻧﺎﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯﻥ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩُﻡ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻥ :-))) ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ ﮐﻪ ﭘﺸﺖِ ﺳﺮﻡ ﭼﻘﺪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻦ ! ﺳﮕﺎ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭﺍﻕ ﻭﺍﻕ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... ! ﺭﺍﺳﺘﯽ ! ﺗﻤﺎﻡِ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮ ﻣﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ... ﻭﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺑﮕﻢ: ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻣﺖ...ﮔﻤﺸﻮ...”
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:50
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ