یافتن پست: #می

afsaneh heidari
afsaneh heidari
چه نقاش ماهری است

فکر و خیال

وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:39
+4
afsaneh heidari
afsaneh heidari
آنان که عشق را می فهمند عذاب میکشند و آنان که عشق را نمی فهمند عذاب میدهند.....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:32
+7
مهسا
مهسا
من ایده آلیست نیستم،... باور کن نیستم،
چیزی که میخوام اصلا بزرگ و آرمانی نیست!
یه چیز ساده میخوام.... آرامش!
بفهم... خسته م از اینهمه دلتنگی
به قول تو بی مورد اما بنظر خودم منطقی
که نه کم میشه نه تموم.
دلتنگ حضور آدمیم که منو برای خودم بخواد،
منو دوست داشته باشه
با تمام خصلت های خوب و بدم...
آدمی که وقتی غمگینم
دوستانه سرمو روی شونه هاش بگیرهه
و با مهربونیش آرومم کنه
کسی که با یه نگاه مهربون و عمیقش
غم عالم از یادم بره
و با یه لبخند مطمئنش دلم پر بشه از باور؛
کسی که شبها آخرین کارش گفتن شب به خیر باشه
و اولین کارش بعد از بیداری فرستادن
یه صبح به خیر از ته دل!!!
کسی که از ته دل تمام این کارای ساده رو برام بکنه
نه برای ......
اینا واقعا ایده آلیست بودن رو می رسونه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:29
+7
مهسا
مهسا
میدونی آدما...
بین الف تا ی قرار دارند.
بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند،
مثل " د " دوستت دارند،
مثل" ع " عا شقت میشوند
، مثل" م " منتظر می مونند
تا یه روز
مثل " ی " یارت بشن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:23
+9
مهسا
مهسا
خدایا ........
من تظاهر و پنهان کاری بلد نیستم.
به بزرگی خودت قسم که نمیخوام هم بلد باشم.
خدایا دنیای سومی هم داری
که بتونم اونجا آزادانه خودم باشم ؟!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:20
+7
مهسا
مهسا
@ronak رمز عاشق بودن این است:

ساده بودن

ساده دیدن و ساده پذیرفتن…..

پس ساده میگویم

ساده باورکن خوشبختی تو آرزوی من است…{-35-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:14
+8
مهسا
مهسا
یه وقتایی این دنیا و آدماش
میشن قد یه فندقی
که میتونه تو گلوت گیر کنه و خفت کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:11
+6
ronak
ronak
هی لعنتی
صدایت را از گوش من پس بگیر ...
من به گریه هایم نان قرض میدهم که التماس تو را نکنند ....
تا تو از پیش آبرویم نروی ........
این روز ها که میخواهی بی اجازه از چشمان من بیفتی ....
به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند بگو :
حقیقت و حقارت از یک حرف مشترک شروع میشوند
اما من با کسی جز بی کسی هایم حرف مشترک ندارم .......
من دسته گلی هستم که خدا به آب داده (نه پدر)
تا تعادل این کره خاکی
زیر پای دلقکی هایش بر هم نخورد ..............
بگذار همان کودکی هایم را قرقره کنم ....
و دست دست کنم .... تنها پاستیل به جا مانده از کودکی هایم را
که تا دهان میبرمش..... گریه ام میگیرد
مبادا آخرین خاطره ی دختر ِ کودکیهایم را خورده باشم.........................
.
.
.
خطاب به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند :
لطفا مرا هر کجا که دیدید آدم حساب نکنید ....
اما بگذارید
بی کسی ام دوباره مرا به نام کوچکم صدا بزند ....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:10
+5
mohamad
mohamad
من که می ترسم از هجرت دوست

کاش میدانستم روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:10
+7
نیوشا
نیوشا
در ترول
میخوام ببینم کیا مطلب رو گرفتن؟؟؟؟
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:09
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ