reza
وقتى كه ميگى ديگه برا هميشه فراموشش كردى ، و هيچ احتياجى بهش ندارى ، و تمام فحشهاى دنيا رو نصيبش ميكنى ؛ درست زمانيه كه بيشتر از هميشه دلت براش تنگ شده !...
نیوشا
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻧﻘﺶ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻨد ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ، ﺩﻭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﮎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ
reza
چیزهایی هست که نمی توان به زبان آورد ، چرا که واژه ای برای بیان آنها وجود ندارد
اگر هم وجود داشته باشد کسی معنای آن را درک نمی کند .
اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک می کنی ...
اما هرگز این دستهای تیره ای را که قلب مرا در تنهایی گاه می سوزاند و گاه منجمد می کند،
درک نخواهی کرد
ترانه شرقی/فردریکو گارسیا لورکا

1390/12/28 - 21:49