ronak
آخر هم نفهمیدم: فاحشه تنش بود که بوی فاحشگی می داد
یا این فاحشگی بود که تنش را میداد!
بین این دو تفاوت بسیار است...
ronak
نفهمیدم آمدنت را مـات بنگـرم
یـا رفتنـت را حـیـران بگـــریـم،
باد آورده ای را باد میبرد. قبـــول!
امـّــا دلم را که باد نـیاورده بـود!
ronak
تـو مثـل ِ الـکـُلی
بـایـد مـواظبـَت بـود
غـافـل شـَوَمـ میپـــَری . . .
ronak
همه از مرگ میترسند ،
من از زندگی سمج خودم...
این منم زنی تنها،که تمام هویت مردانه ات را به آتش کشید...

1390/12/22 - 12:57این کامنتو جای گروه رفاقت تو تاپیک کل کل پسرا و ضعیفه ها میذاشتی!

1390/12/22 - 13:03واقعا میتونم اون مرد درک کنم و گریه کنم!