ronak
با تـــ ـو زیر بارانــــم
چـــــــتر برای چـــ ـه؟
خیال که خیــس نمیشود ...
ronak
مـــــــــرد است دیگر ....گاهی تند میشود،گاهی عاشقانه میگوید....!!!
مـــــــــــرد است دیگر....غرورش آسمان ،دلش دریاست.....!!
تو چه میدانی از بغض گلو گرفته یک مــــــــرد...؟؟!
تو چه میدانی از چشمانت که شده دنیای او.....؟
تو چه میدانی از هق هقِ شبانه ای که خودش خبر دارد و بالشتش....!؟!!
تو برو پیِ درد و دل های مردی بگرد که پاییز شده کابوس شومش....!!!
مرد را فقط مرد میفهمد و مـــــــــــرد.....!!!؟
ronak
تـرک نمی شـود کـرد !
نیکوتین دسـت های خـاموشـت را ... لای انگشتانم . . .
ronak
شب باشــــد و تو نباشی ....
کار من جــــ ـا ن کندن است ، برای "یکـــــــ لحظـــ ـه " آغوشت ....
میـــــ ـدانی ؟؟؟
سحر
+++ : داری چیکار میکنی پسر ؟
پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم
+++ : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی
پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست بخونه ، اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی ؟
ronak
خدایــــــ ـا ...
آلودگی " آدمهـــــ ـا " از حد هشدار هم گذشته است ، ...
دنیــــ ـا را چند روز تعطیل نمی کنی ؟!!!
نیوشا
من هنوزم...
از بازی کلاغ پر.. میترسم!
میترسم بگویم "تو"...
و آرام بگویی پر!...