امید
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد
به من گفت:نرو که بن بسته!
گوش نکردم ، رفتم
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم
پیر شده بودم . . .
امید
گفتم : میری؟
گفت : آره
گفتم : منم بیام؟
گفت : جایی که من میرم جای دو نفره نه سه نفر
گفتم : برمی گردی؟
فقط خندید.
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیره چونم گذاشتو سرمو بالا آورد
گفت : میری؟
گفتم : آره
گفت : منم بیام؟
گفتم : جایی که میرم جایه یه نفره نه دو نفر
گفت : برمیگردی؟
گفتم : جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شست وشو میده…
parham
تا حالا شده یه حس بدی داشته باشین ندونین چیکار باید بکنین؟!
اون وقت تمام کسایی که دوست دارن میپرسن چت شده و میگی نمیدونم !
و جوابی که میدن چیه همیشه
parham
سلام به سلامتی اونایی که وقتی سلام میکنی روشونو بر میگردونن و بی تفاوت رد میشن!
☺SAEED☻
خـــدایـــا
این روزا تموم که شد،میام میزنم رو شونه ت!
میگم:جنبه رو حال کردی !
☺SAEED☻
بعضی ها واقعا شبیه سوراخ های اول کمربندن!همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان
☺SAEED☻
میگمااااااا ماها از اون پیرزن، پیرمردای بی آزاری می شیم که حوصله ی کسی رو سر نمی بریم ؛ یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله !!!!!