رضا
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز
بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست
غمدیده ترین عابر این خاک منم من
جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست
در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا
مانند کویری که در آن قافله ای نیست
می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس
در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست
شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد
هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
amirreza
با شیطان هم داستان شدم تا در برابر هیچ آدمی سر تسلیم فرود نیاورم
sasan pool
وابستگی چه زود اتفاق می افتد
.
.
.
.
.
قبل از آنكه بدانی
راه بر گشت را گم كرده ای...
ronak
کسی شده ام
که پشت دود سیگارش
با خود می گوید :
باید ترکـــــــــ کنم !
سیگار را ، ...
... ... خانه را ،
زندگی را ،
و بـــــــــــاز پُــکــی دیگر ..
ronak
نگران نباش ، طوریم نیست
تنها کمی عاشق ات شده ام
دوسه خط شعر روبراه ام می کنـــــد
. . .
aB'Bas S
یه آرزوی قشنگ برای نفر قبليت بکن
اول از من
ronak
فراموشکار شده ای،
یادت می رود گــــــاهی ،
من، همان " بانوی شعر هایت "هستم، ....
با همان موهای بلند و دست های سپید،
نگاه کنــــــــ . . .
خدا نگهدار مواظب خودت باش.به خاطر من هم شده مواظب خودت باش.



1390/12/7 - 13:25byby
1390/12/7 - 13:26