یافتن پست: #می

sasan pool
sasan pool
دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر می‌کشیدم
و لا‌به‌لای ابرها پرواز می‌کردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می‌زد


آن‌گاه با خمیازه‌ای ناباورانه
بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم
بر شانه‌هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می‌کردم!


قیصر امین پور
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:11
+4
sasan pool
sasan pool
گشته به دلم برات می بینمتان
در قید همین حیات می بینمتان

خواهی که دلم شکسته باشد ، باشد
پس روی پل صراط می بینمتان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:09
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
کیف پولم شده مثل پیاز

هر وقت بازش میکنم اشکم درمیاد!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:08
+6
sasan pool
sasan pool
این‌جا دلم برای تو هِی شور می‌زند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت...

اخبار گفت شهر شما امن و ناراحت است
من باورم نمی‌شود ، اخبار هیچ‌وقت...

حیفند روزهای جوانی ، نمی‌شوند
این روزها دو مرتبه تکرار هیچ‌وقت

من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بوده‌ام برات سزاوار؟ ... هیچ‌وقت !

بگذار من شکسته شوم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچ‌وقت...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:07
+4
ronak
ronak
بچه ها کی تا حالا از اینا گرفته هرکی نگرفته بگه دعا کنم بگیره
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:06
+5
sasan pool
sasan pool
دلگیرم از تداوم این انتظار تلخ
این خاطرات کهنه ولی ماندگار تلخ

کز کرده ام درون زمستان سینه ام
تنها، کنار پنجره ی بی بهار تلخ

افسانه های شعر و شکوفه تمام شد
خاموش مانده شاعر بی اعتبار تلخ

تا اعتماد وسوسه ها می کشاندم
این تیک تاک وحشی دیوانه وار تلخ

((گاهی دلم برای خودم تنگ می شود))
دیگر ز من چه مانده جز این شوره زار تلخ

لرزان به خشکسالی خود خیره می شوم
با این نگاه تشنه ی دنباله دار تلخ

اما برای گریه مجالی نمانده است
یک لحظه درد مانده به ان انفجار تلخ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:05
+4
ronak
ronak
بزی بزی داری چی میبینی ببم جان!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:03
+5
مهسا
مهسا
تا حالا دقت کردین موقع درس خوندن پرزهاي موکت هم واسه آدم جذاب ميشه دوس داري ساعتها بشيني بهشون نگاه کني ... خدایی راست میگههه{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:02
+3
مهسا
مهسا
هیــس

داری میروی ارامتر برو ..

قلبم خواب است ..

نمخواهم بفهمد که رفته ای
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:01
+3
hadith
hadith
چمـدان امیـدمـ را مــے بندمــ یادمــ باشـد خنـده ها و بوســہ هایمـ را جا نگـذارمــ آری مسافــرمــ تا دیار آغــوش ِ تـــــــــو چنـد فرسخــے بیــش نماندهــ کمــے از دلتنگــے دور شده امـــ .. بــے تابـــ نباش کــہ این مقصـد هیچ گاه مبدا نخواهــد شـــد مهمانــے کــہ میزبانــش نـگاه ِ تـو بــاشد دیگـر رفتنــے نیستـــ ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:00
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ