یافتن پست: #می

سحر
سحر
*مدتهاست*
*که کوهستان دلم*
*به حرمت رد پاهایت*
*به برفهایش اجازه آب شدن نمیدهد*.....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 14:05
+7
سحر
سحر
«پا
که مرا پیش یار می‌توانست برد
اینک
در صف نان
با تکه ریگی
بازی می‌کند»
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 14:02
+5
ronak
ronak
زخمی عمیق بر پهلویم است، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم و همگان گمان می کنند که من مستم و می رقصم …
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:58
+7
ronak
ronak
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی …
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:57
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
اگر خوبان عالم جمع باشند /
یقینا نزد من ، تو بهترینی /
اگر از خوبترها حلقه سازند /
تو در آن حلقه ، میدانم نگینی .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:53
+6
ronak
ronak
[!] داشت لره رو میزد و میگفت : اکبر میکشمت . یکی رد میشده میگه نزنش گناه داره . لره میگه بذار بزنه من که اکبر نیستم !!!!
9 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:51
+4
سحر
سحر
نهایی یعنی:...
ذهن من پر از تو، ... خالی از دیگران ...
اما کنارم خالی از تو، ... پر از دیگران ....!
هنوز هم دلم تنگ میشود برای حرف زدنت ...
برای تکیه کلام هایت ...
که نمیدانستی فقط کلام تو نبود ...
من هم ... به آنها تکیه داده بودم ...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:50
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
همتون میبینین که زندگی داره بهتون راه های غم و غصه خوردن رو یاد میدهخوب یالا دست به کار شین شما هم راه شاد بودن رو بهش یاد بدین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:49
+3
ronak
ronak
از غضنفر میپرسن

جمله “مادر شوهرم را بوسیدم”

ماضی نقلی است یا استمراری؟

میگه هیچ کدام ! ماضی اجباری !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:47
+2
ronak
ronak
هرچه می روم نمی رسم
می گویم نکند من کلاغ اخر قصه ها باشم!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 13:36
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ