sasan pool
من تنها در ساحلی مینشینم
سکوت اختیار میکنم
چشمانم را به جاده ای دراز میدوزم
تا یک روز انتظار به پایان رسد
من منتظرم...منتظر فانوسی در تاریکی
من جاده ای دراز را به یاد تو میپیمایم
تا یک روز تو را در این جاده بیابم
تنها جاده ای که به کلبه ای کوچک رسد
من در این جاده میمانم
sasan pool
کسی در باد می خواند
تو را تا اوج می خواهم
برای ناز چشمانت
چه بی صبرانه میمانم
دلم تنگ است وبی یادت
در این غربت نمی مانم
تو هستی در وجود من
تو را هر گز نمیرانم
sasan pool
اسم : آواره ، شهرت : سرگردان
شغل : عاشق ، آرزو : رسیدن به عشقم
امید : وصال ، تاریخ تولد : باد خزان
وفات : برگ ریزان ، محل تولد : در بغل یار !
مهسا
تو دست در دست دیگری ...
من در حال نوازش دلی که سخت گرفته است از تو ...
مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل
ان دستها به هیچ کس وفا ندارند ...
sasan pool
دیوانه ای که مزه ی دیوانگی چشید
با صدهزار سلسله عاقل نمیشود !
sasan pool
پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام , دستی
دانه ی اندوه می کارد
مو سپید آخر شدی ای برف
تا سرانجام چنین دیدی
در دلم با[!] ... ای افسوس
بر سر گورم نبا[!]
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهایی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنیای تنهایی
دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق , ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست
خسته ام , از عشق هم خسته
sasan pool
ای آتش شکفته اگر او دوباره رفت
در سینۀ کدامین محبت بجویمت؟
ای جان غم گرفته، بگو، دور از آن نگاه
در چشمۀ کدام تبسم بشویمت ؟
sasan pool
مانند علف های لب مردابیم
خوابیم و همیشه تا کمر در آبیم
مرگ آمده است زندگی صید کند
ما هم که همه کرم سر قلابیم
عسل ایرانی
به توفکر میکنم ... که سایه روشن ذهنمی .... به روز اول که فقط دوست داشتم ... اما دقیقا یادم نیست روز دوم بود یا سوم ... که تو همه من بودی