ronak
خاطرت هست می گفتم چقدر دوستت دارم می گفتم دلتنگ تو ام به یاد داری روز هایی را که می گفتم دوری ات عذابم می دهد می گفتم همه هستی منی مگفتم نفسم به نفس هایت بسته است نه !!! می دانم که یادت نیست من بار ها وبار ها تک تک این جملات را تکرار کردم برای تو... اما چه سود که اگر صدها هزار بار هم گفته باشم شان.. تنها در خیالم بوده وبس... در مقابلت حرف زدن که سهل است نفس هایم را هم با تردید ادا می کنم... کاش می دانستی!
mina_z
حیف نون میره ماشینشو بیمه كنه، مسئول بیمه بهش میگه امیدوارم که هیچوقت از بیمه تون استفاده نكنید، حیف نون هم میگه: امیدوارم تو هم از این پوله خیر نبینی
ronak
گفتند:معشوقه ات بهت خیانت می کند!...گفتم:می دانم! گفتند:این یعنی دوستت نداره!...گفتم: می دانم! گفتند:روزی می رود وتنها می مانی!...گفتم:می دانم! گفتند:پس چرا ترکش نمی کنی؟... گفتم:این تنهاچیزی است که نمی دانم!!!!
ronak
درویشی را دیدم شتابان می دوید! گفتم،ای درویش کجا..؟ گفت، مراسم عزا:! گفتم چه کسی مرده..؟ آهی کشید وگفت، مردانگی و وفا…!!
ronak
دستت که بلرزد اشتباه مینویسی.. پایت که بلرزد اشتباه میروی... دلت که بلرزد وامصیبتا ...!
ronak
عادتــــــ ــــ ـ نَکرده ام هَنــــوز... خیال می کنَــــم روزی باز می گردی آرام از پشتــــــ سر می آیی، مَـــرا کــه به انتهای خیابان خیره شُــده ام دوباره به نامِ کوچکـــــ ـــ ـ صِــدا می زنی و عُمـــر تنهــــــایی ام به پایان می رســـ ـــ ـد .
امیرحسین
امروز حراست دانشگاه بازم بهم گیر داد . . . . ... . . . . . . . از جملات جدید خود داف پندارانه بعضی از دخترا
mina_z
میبینم از تو آشپزخونه صدا میاد رفتم میبینم داداشه هی در یخچال رو باز و بسته میکنه میگم چرا همچین میکنی خب کنده شد از جاش !! میگه دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا میکنم !!