یافتن پست: #می

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دختره زنگ میزنه مادرش میگه مامان گرفتنم.مامانه میگه خاک تو سرم گشت ارشاد پـَـــ نــه پـَـــ گشت نخبگان ایران
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:52
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
حمید استیلی بعد از خونه نشین شدن پسر حمید استیلی : بابا برام توپ میخری ؟ حمید استیلی : نه بچه برو اعصاب ندارم پسر : نمیخری ؟ حمید استیلی : نه نه نه پسر حمید استیلی : علیییییییه دایی علیییییییه دایی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:52
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟! میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتونو براتون تنظیم کنم!!! پـَـــ نــه پـَـــ رفیقم اومده خونمون!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:51
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یارو میره نونوایی. نونواهه بهش میگه نون میخوای؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:51
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داره الاغه رو میزنه میگم نزن.میگه چون گناه داره؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ میترسم عاق والدین بشی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:50
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فیوز خوابگاه پرید، همه لامپا خاموش شدند، رفتم تو سالن به نفر با تعجب میگه: برقا رفتن؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ (برقا) نشستن تو پذیرایی منتظرن تو چایی بیاری روشن بشن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:50
+1
zahra
zahra
از دل درد دارم میمیرمو جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم . بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری ؟؟ میگم پَـــ نَ پَـــ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:40
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ساعت 12 شب مامانم میگه شام میخوری گفتم پـَـــ نــه پـَـــ صبحونه خامه عسل میخورم {-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:36
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پَ نه پَ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره! پـَـــ نــه پـَـــ mc
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:35
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا ... می گه پیاده می شین؟ پَ نه پَ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد پـَـــ نــه پـَـــ mc
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:35
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ