یافتن پست: #می

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داشتیم شام میخوردیم، به خواهرم میگم نمکدونو بده،میپرسه میخوای به غذات نمک بزنی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ .. میخواستم تورو امتحان کنم، ببینم میدونی نمکدون کدومه یا نه!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:44
+1
مهسا
مهسا
کسانی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسانی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن. این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره. اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:40
+2
مهسا
مهسا
متــــرسک انقدر دست هایت را باز نکنــــــ ... کسی تو را در اغـــــوش نمی گیرد ... ایستــــادگی همیشه تنهـــایی دارد ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:37
+3
امیرحسین
امیرحسین
{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:33
+3
مهسا
مهسا
غضنفر موبایلش رو ویبره بوده میبره پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه میپرسه اشکالش چیه؟ میگه: هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:33
+4
sasan pool
sasan pool
یک خاطره از دوران بچگیم براتون بگم.پدر من موقعه که من به دنیا آمدم توی کار صادرات و واردات بود.اون زمان یک دوست خارجی داشت که سکن سوئد بود بهش میگفتن اریک.این بنده خدا میدونست که من بچه هستم.برای من شکلات آورد.گفت این برای ساسان هست.من هم اون بسته گنده رو گرفتم رفتم برای خودم همشو خوردم .بعد از اینکه اریک رفت.بابام آمد گفت ساسان بیا ببینم شکلات چی کار کردی؟من هم کگفتم خوردمش.گفت اون همه رو تو خوردی.گفته آره برای من آورده بود من هم خوردمش.بیچاره خورد تو ذوقش.خدا رحمتش کنه.خیلی مرد زحمت کشی بود .{-26-}{-26-}{-26-}هر روز صبح هم موقعه مدرسه رفتن در میرفتم می رفتم زیر میز ناهار خوردی بیچاره مامانم و بابام می افتادن زیر میز من و ببرن مدرسه.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:32
+2
مهسا
مهسا
مرد: وقتی دعوامون میشه چرا عصبانی نمی شی؟ زن : خودمو کنترل میکنم . مرد: چه جوری ؟ زن : کاسه توالت رو می شورم . مرد : چه ربطی با دعوای من و تو داره ؟ زن :آخه با مسواک تو می شورمش{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:31
+3
مهسا
مهسا
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود. دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند. .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:29
+2
مهسا
مهسا
دیگر گذشته آن زمانی که فقط یک بار از دنیا می رفتی ؛ حالا یک بار از شهر میروی... یک بار از دیار می روی ... یک بار از یاد می روی... یک بار از دل می روی ... یکبار از دست می روی ... و هنوز از دنیا نرفته ای .!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:28
+3
مهسا
مهسا
چه کلمه ی مظلومی است قسمت تمام تقصیرهای ما را گردن میگیرد.....!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 21:27
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ