یافتن پست: #می

مهسا
مهسا
خوب که فکر میکنم می بینم ان روزها هم هیچ چیزمان به هم نمیخورد درست مثل حالا که هیچ چیزمان به هم نمیخورد مگر حالمان از هم ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 02:07
+4
مهسا
مهسا
به آنجا رسیده ام که می دانم دنیا مال خودش نیست و من مال خودم نیستم من زندگیم را برای کس دیگری زندگی کردم که نمی دانم کیست!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:58
+5
مهسا
مهسا
به روزها دل مبند روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند. با شب بمان شب گر چه تاریک است لیکن همیشه یک رنگ است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:53
+4
ronak
ronak
وقتی میگن بز بیاری ..... همینه ها .... هاهاهاهاهاااااااااااااااااااااااااااااا {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:51
+7
mitra
mitra
وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:45
+5
ronak
ronak
بار دیگر دانشمندان جوان ایرانی در زیرزمین ثابت کردند
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:45
+9
مهسا
مهسا
ایـن روزهــا عجیـب دلـم بـچگـی مـی خواهـد خستـه ام فـقط یـک قـلم لطـفاً می خواهـم خـودم را خط خـطی کنـم !
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:44
+4
mina_z
mina_z
فقر چیست؟ میخوام بگویم فقر چیست، فقر چیزی است که همه جا سر می کشد، فقر،گرسنگی نیست،عریانی هم نیست، فقر چیزی را" نداشتن" است،ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست، فقر همان گرد وخاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند، فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خورد میکند، فقر ،کتیبه سه هزار ساله ی است که روی آن یادگاری نوشته اند، فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک ماشین به خیابان انداخته می شود، فقر همه جا سر میکشد، فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست، فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:44
+5
مهسا
مهسا
خـــدایـــا این روزا تموم که شد،میام میزنم رو شونه ت! میگم: جنبه رو حال کردی...???!!!{-15-}{-2-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:43
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ