یافتن پست: #می

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اولی: فیلم " جیب برها به بهشت نمی روند" را دیده ای؟ دومی : نه ، چون بی پولها به سینما نمی روند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:34
+2
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
از درد های کوچک است که آدم می نالد ، وقتی ضربه سهمگین باشد لال می شوی.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:31
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اولی: از زد و خورد دیروز چیزی به گوش تو خورده؟ دومی : آره ، یک سیلی محکم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:31
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اولی : چرا رفته ای وسط رودخانه نشسته ای؟ دومی : چون می خواهم در جریان باشم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:31
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اولی : بیا یک دست شطرنج بازی کنیم. دومی : بابا ! من عزادارم. اولی: عیبی ندارد ، با مهره های سیاه بازی کن!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:30
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دانشکده دامپزشکی استاد: اسب عربی را از اسب مجاری را چطور می شود تشخیص داد؟ دانشجو : به تفاوت لهجه!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:29
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یادش بخیر سکه میذاشتیم زیر کاغذ با مداد روشو رنگ میکردیم جاش میموند رو کاغذ کلی ذوق میکردیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:28
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمم داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه یهو عمه صاف نشست گفت دِ نـَـه دِ تازه الان بهم ریختس!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:27
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از قالی شویی قالی رو با وانت آوردن، یارو وانتیه زل زده بهم نگاه میکنه میگه بیارمش توی خونه؟ پـَـــ نــه پـَـــ من تا کمر خم میشم بذارش روم، خودتم سوار شو ببرمت تو کوچه یه دور بگردونمت دلت باز شه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:26
+2
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
دل واپسی من از نیامدنت نیست..... می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی و دگر نخواهمت......!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 02:24
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ