یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یكی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﻧﺎﺳﺎﻟﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﭘﯿﭻ ﻭ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺒﺮﻡ
ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﻢ که ﺍﺻﻮﻻ ﺁﺩﻡ ترسوییه
ﻣﯿﮕﻢ :ﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ؟؟؟ :))))
دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 20:54
+6
محمد
محمد

قحطی باران است...

میبینی...!

حتی خدا هم فهمید که او دیگر به یاد من نیست، نگذاشت دل خوش بمانم به قولش....


دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 20:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شمایی كه قوز كردی جلوی صفحه مانیتور..!!

بله با شما هستم..!!

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

عزیــــــــــــــــزم ، صاف بشین..!!

آفرین..!!

ببین من به فکرتم ولی تو کآمنت نمیزاری..!!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 20:50
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من تا پونزده سالگیم فکر میکردم
اسمم زُهره است،‌
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون همیشه مامانم وقتی میخواست بیدارم کنه
میگفت: پاشو ظهره
دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 20:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به نظرم میتونن دیوار حموم رو از جنس لیف درست كنن كه آدم راحت مثل خرس كمرشو بكشه به دیوار دیگه اینهمه مشقت براى لیف كشیدن كمر نكشه :|
دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 20:39
+4
reza
reza
4 دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 19:24
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 12:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/26 - 11:59
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
نگاه کُن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب می
شود
چگونه سا
یۀ سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می
شود
نگاه
کُن
تمام هستی
‌ام خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج می‌بَرد
مرا به دام
می‌کِشد
نگاه
کُن
تمام
آسمانِ من
پُر از شهاب میشود

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دل‌نواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پُر ستاره میکشانیام
فراتر از ستاره می
نشانیام
نگاه
کُن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ
رنگ ساده دل
ستاره
چین برکههای شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه
های آسمان
کنون به گوش من دوباره می
رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه
کُن که من کجا رسیدهام
به کهکشان
، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج
ها
مرا بشوی با شراب موج
ها
مرا بپیچ در حریر بوسه
ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها
مکُن
مرا از این ستاره
ها جدا مکُن

نگاه کُن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می
شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای
لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می
شود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه
کُن
تو می
دمی و آفتاب میشود
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 23:44
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
دیدگاه  •   •   •  1393/03/25 - 23:41
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ