یافتن پست: #می

mary jun
mary jun
حسود نیستم
اما گاهی بدجور حسودی میکنم ب آن هایی ک
شب ها در آغوش خیالی یکدیگر ب خواب می روند
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 12:03
+2
mary jun
mary jun
وقتی نیستی
زانو هایم را در آغوش میگیرم
تا همه بدانند :
آغوشم جای هر کسی نیست...
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:58
+3
mary jun
mary jun
اونی ک عاشقته ....
وقتی میبینه ناراحتی ب جای اینک هی بپرسه:
چرا؟چی شده؟
فقط بغلت میکنه ....
آغوش اونی ک دوسش داری
دوای هر دردیه...!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:54
+3
mary jun
mary jun
حلقه ی بازوانت تنگ تر می شود و من آزادتر گم می شوم میان دنیایی ک فقط اندازه ی یک من جا دارد !
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:42
+4
mary jun
mary jun
می شود در همین لحظه از راه برسی و جوری مرا در آغوشت بگیری ک حتی عقربه ها هم جرات نکنند از این
لحظه عبور کنند؟
و من ب اندازه ی تمام روز های کم بودنت  تو را ببویم و در این زمان متوقف
سالها در آغوشت زندگی کنم بی ترس فردا ها؟
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:37
+4
mary jun
mary jun
گاهی وقت ها
دلت برای یکی چنان تنگ می شود
سفت بغلش هم کنی
باز هم
دلتنگی !
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:31
+4
mary jun
mary jun
اگر تمام دنیا را هم یک جا ب من بدهند
با یک لحظه آغوشت
عوض نمیکنم
جایی ک امن است و آسایش
گرم است و آرامش
آن کنجی ک فقط و فقط مال من است
گاهی ب گاهی صدای تپشهای قلب عاشقت
و گاهی هم عاشقانه ای شور انگیز
زیبا تر از همیشه سکوت زیبایش را می شکند
من آغوشت را با دنیا عوض نمی کنم
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:30
+4
mary jun
mary jun
کنارم بمان
می خواهم صبح چشمانم در نگاه تو بیدار شوند !
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:24
+4
mary jun
mary jun
ی جمله هست  میتونه داستان رو عوض کنه .....
حرف نزن بیا بغلم...
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:16
+4
mary jun
mary jun
آدم ها حق دارند آغوشی داسته باشند
ک وقتی بغض دا
شت خفه شان می کرد بهش پناه ببرند
و ایمان داشته باشند تا وقتی ک آنجا هستند دست هیچ غمی بهشان نمیرسد....
دیدگاه  •   •   •  1393/01/4 - 11:14
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ